زندگانى پيامبر گرامى اسلام محمد مصطفي(ص) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣ - پيشگفتار مؤلّف
ابوطالب تنها، سرپرست پيامبر نبود. بلكه مانند پدرى مهربان و دلسوز با آنحضرت رفتار مىكرد. او به خاطر وفادارى به حقوق برادرش و اطاعت از امر پدر و اداى مسئوليّت، رياست بر بنى هاشم و نيز به خاطر عمل به وظيفه انسانى مقدّس خويش لحظهاى در رسيدگى به محمد كوتاهى نمىورزيد.
او محمد را با خود به انجمنهاى عمومى، و حتى جاهايى كه ورود به آنجا براى غير اشراف و بزرگان ممنوع بود، مانند دار الندوه كه به مثابه تشكيلات نخست وزيرى در مملكت بود وكسى جز سران قبايل رادر آن راه نمىدادند، با خود مىبرد. اين همه براى آن بود كه ابوطالب بسيار بر زندگى و نحوه تربيّت محمّد، دقت به خرج مىداد.
تا آنجا كه وقتى مىخواست همراه با كاروان بازرگانى قريش كه هر ساله در زمستان به سوى يمن و در تابستان به سوى شام در حركت بود همراه شود، مجبور شد محمّد را نيز با خود ببرد درحالى كه محمد چندان سن و سالى نداشت، و هنوز آمادگى لازم براى چنين سفر پرخطرى را در خود نيافته بود.
وقتى كاروانيان راه سفر درپيش گرفتند، امرى شگفتآور كه قبلًا نظير آن را نديده بودند، توجهشان را به خود جلب كرد. آنان متوجّه شدند پارهاى ابر در طول راه بر سر قافله سايه گسترده و آنان را از گرماى آزاردهنده خورشيد در امان نگه داشته است وبدينترتيب آن سفر پر رنج را به مسافرتى خوش و راحت تبديل كرده است.