فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٦٩ - قرآن
ثابت قرآن را تدوين كند، و از مسلمانان خواست هركس آيه يا سورهاى نوشته از قرآن دارد به زيد تحويل دهد، زيد قرآن را جمعآورى كرد، و در مسجد براى مسلمانان خواند. در نتيجه تمام آيات و كلمات قرآن به تواتر قطعى مسلمين جمعآورى شد و آن را به ابى بكر دادند. پس از ابى بكر نزد عمر و پس از او نزد حفصه دختر عمر نگهدارى مىشد. [١] دكتر خزائلى مىگويد: به موجب بعضى از روايات حضرت رسول حجرهاى جهت اوراق قرآنى اختصاص داده بود و چهل و دو، يا بيست و شش نفر كاتبان بودند كه پيامبر به محض نزول وحى به آنان دستور مىداد كه هرچند آيهاى كه نازل شده بود، بنويسند و معيّن مىفرمود كه هر آيه را در كدام سوره و در كدامين موضع بگذارند، و اين اوراق پيوسته همچنان محفوظ بود. و نسخههاى متعدد از آن تهيه مىشد و دستبهدست مىگشت. چنان كه عمر بن الخطاب نسخهاى از سوره طه را در خانه خواهر خود يافت. و پس از آرام شدن غضبش سوره را قرائت كرد و قرائت قرآن او را مشتاقانه به قبول اسلام برانگيخت. [٢]
از مجموع مطالب برمىآيد كه قرآن در زمان پيامبر (ص) جمعآورى شده است زيرا: ١. وقتى پيامبر قرآن را بهعنوان ثقل اكبر به مردم معرفى كرده و مىفرمايد: اين چيز گرانبها را در ميان شما گذاشتهام، و اگر بخواهيد گمراه نشويد، به قرآن و اهل بيت متوسل شويد، آيا ممكن است مردم را به قرآنى كه جمعآورى نشده و به صورت پراكنده در ذهن و حافظه افراد باشد و يا به شكل ورقهايى در بعضى از منازل موجود باشد، ارجاع داد؟ ٢. اگر اصل كتّاب وحى صحت دارد، پس كار كاتبان وحى چه بوده و نتيجه آن كدامست؟ ٣. سكوت على (ع) و ديگر امامان معصوم مؤيّد اين مطلب است. نه مطلبى كه علّامه بزرگوار طباطبائى مىگويد. ٤. مؤيد ديگر پراكندهگويى در مدت جمعآورى توسط حضرت على (ع) است. زيرا علّامه طباطبائى مىگويد: على (ع) در مدت ٦ ماه بعد از رحلت پيامبر قرآن را جمعآورى كرد، و در روايت ابن نديم كه ذكرش رفت اين مدت را ٣ روز مىداند. ٥. از امام صادق (ع) نقل شده كه پيامبر به على (ع) فرمود: يا على، قرآن در پشت سر خوابگاه من در صحيفهها و حرير و قرطاسهاست آن را جمع كنيد و نگذاريد كه قرآن ضايع شود چنانكه يهود تورات را ضايع كردند. على (ع) خود را به اين كار واداشته و قرآن را در پارچه زردى جمع فرموده و سر آن را مهر كرد. [٣] پس جمعآورى قرآن و تنظيم آيات و سوره به زمان رسول خدا بازمىگردد و همان نوشتهها (چه توسط على (ع) و چه بهوسيله كاتبان وحى) بوده كه در زمانهاى بعد ملاك و ميزان نوشتههاى ديگر قرار گرفته است.
در قرآن «ناسخ و منسوخ» و «محكم و متشابه» و «ظاهر و باطن» و «مطلق و مقيّد» و «مجمل و مبيّن» و ... وجود دارد، كه درباره هريك از اين عناوين در جاى خود سخن رفته است. لذا از تكرار آنها خوددارى شده، و در اينجا فقط به «ظاهر و باطن» قرآن اشاره مىگردد.
[١] . صحيح بخارى، ج ٦، ص ٩٨، فضائل القرآن.
[٢] . مقدمه كتاب احكام قرآن.
[٣] . عن ابى عبد اللّه جعفر بن محمد (ع) قال ان رسول اللّه (ص) قال لعلي «يا على انّ القرآن خلف فراشى فى الصحف و الحرير و القراطيس. فخذوه و اجمعوه و لا تضيّعوه كما ضيّعت اليهود التوراة، و انطلق على عليه السلام فجمعه فى ثوب اصفر ثم ختم عليه.» تاريخ القرآن، ص ٥٠.