فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ١٧٢ - حقيقت و مجاز
از ظهور اسلام بسيارى از آن نظامات عينا مورد تأييد شارع قرار گرفته، و در مواردى هم تغييراتى در آن داده شده است. لذا در اسلام دو دسته احكام داريم: يك دسته احكامى كه فاقد سابقه بوده، و اسلام آنها را وضع كرده، اين دسته به احكام تأسيسى مشهور هستند، و دسته ديگر احكامى مىباشند كه شارع آنها را عينا يا با تغييراتى متناسب تنفيذ كرده، كه به آنها احكام امضايى نام دادهاند.
حقيقت شرعيه عبارت است از استفاده از پارهاى كلمات و اصطلاحات اسلامى (كه در احكام مورد استعمال قرار گرفته، گرچه از عرف گرفته شده باشد.) براى مقاصد خاص شرعى. به بيان ديگر اگر شارع قالبهاى خاصى را براى فهماندن معانى مورد نظر خود وضع كرده باشد، مىگويند حقيقت شرعيه است، و اگر شارع اين قالبها را براى فهماندن معانى خاص وضع نكرده، بلكه در زبان مسلمانها چنين جارى شده باشد. مىگويند حقيقت متشرعه. مثلا لفظ «صلاة» در لغت بهمعناى دعاست. آيا پيامبر فرمود من قرار دادم لفظ صلاة را براى نماز به كيفيت مخصوص، و يا مثلا فرموده:
نماز بخوانيد آنگونه كه من مىخوانم، و آنگاه ايستاده و اقدام به نماز خواندن كرده، و لفظ صلاة را بهطور مجاز آنقدر در اركان مخصوصه به كار برده كه با كثرت استعمال حقيقت در آن ايجاد شده است؟ و يا اصلا چنين قراردادى وجود ندارد، تنها، بعدها در عرف متشرعه (فقها) چنين فهمى پيدا شده است؟
آيا حقيقت شرعيه داريم يا خير؟ نقل الفاظ به معانى جديد يا تعيينى (تنصيصى) است، و يا تعينى. يعنى در اثر كثرت استعمال در معناى دوم و ترك معناى لغوى تعيّن در معناى دوم پيدا كرد.
صحيح اين است كه بگوييم حقيقت شرعيه بهمعناى تعيينى [١] نداريم. زيرا اگر شارع مقدس صريحا بهطور جداگانه، در مورد هريك از الفاظ گفته باشد كه اين لفظ را براى فلان معنى وضع كردم، حتما به تواتر به ما مىرسيده، در حالى كه چنين نيست، و اما حقيقت شرعيه بهمعناى تعينى وجود دارد.
يعنى شارع الفاظى را در معانى مجازى با قرينه استعمال كرده، و در اثر كثرت استعمال در معانى جديد، معانى لغوى آنها فراموش شده، بهگونهاى كه بدون قرينه معانى جديد از آن الفاظ فهميده مىشود. [٢]
حاصل اينكه اگر در دليلى آمده باشد، موقع رؤيت هلال صلات واجب است. در صورتى كه هيچ قرينهاى در كار نباشد، بنا بر قول به حقيقت شرعيه نماز در اول هر ماه موقع رؤيت هلال واجب مىشود. اما براساس ديدگاه منكرين حقيقت شرعيه، هنگام رؤيت هلال تنها دعا لازم است، چون معناى صلات همان دعا است. بعضى از علما معتقدند: اين بحث فايده مهمى ندارد، زيرا وضع تعينى نسبت به زمان ائمه (ع) قطعى است، و نسبت به زمان پيامبر قابل اثبات نيست. لذا الفاظى كه در زمان پيامبر (ص) استعمال شدهاند همگى مجملاند. [٣] برخى از علماى اصول مىگويند: حقيقت
[١] . اصول الفقه، ج ١، ص ٣٦؛ اجود التقريرات، ص ٣٣؛ اصول الاستنباط، ص ٥٥.
[٢] . اصول الفقه، ج ١، ص ٣٦؛ اصول الاستنباط، ص ٥٥.
[٣] . اجود التقريرات، ص ٣٣.