فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٧٨ - اصالة البراءة
يا مجمل بودن دليلى دسترسى به دليلى پيدا نكنيم به چنين شبههاى شبهه تحريميه گويند، مثل شك در حرمت آب خرمايى كه جوشانده شود.
شبهه وجوبيه:
هرگاه در وجوب چيزى ترديد داشته باشيم، و پس از تفحص از دليل، به جهت فقدان يا مجمل بودن دليل به دليلى دسترسى پيدا نكنيم به چنين شبههاى شبهه وجوبيه گويند. مثلا آيا هنگام رؤيت هلال خواندن دعا واجب است يا خير؟ و يا اداره ثبت (براساس قانون ثبت بند «ز») آيا مكلّف است در پاسخ استعلامات، ساير اطلاعاتى را كه در ميزان رغبات مردم در معاملات مؤثر است بنويسد يا نه؟
مثلا در اسناد مالكيت يك ناحيه معيّن از شهر تهران چند سند مجعول ديده شده آيا در مورد معامله ديگرى كه جعل سند مالكيت آن محرز نيست اداره ثبت مكلّف است كه در پاسخ استعلام بنويسد:
«در ميان املاك اين ناحيه تعدادى سند مجعول ديده شده است؟ اصل برائت از چنين تكليفى است.» [١]
اقسام اصالة البراءة
اصالة البراءة بر دو قسم است: الف. اصل برائت عقلى؛ ب. اصل برائت شرعى.
الف. برائت عقلى: حكم عقل بر برائت براساس قاعده عقليه «قبح عقاب بلا بيان» [٢] را برائت عقلى گويند. توضيح اينكه هرگاه در موردى از طرف قانونگذار منعى نرسد، قاعده قبح عقاب بلا بيان مىگويد: ارتكاب عملى كه شك در حرمت آن داراى كيفر و مؤاخذه نخواهد بود. زيرا كيفر بر چنين مخالفتى قبيح است. [٣]
ب. برائت شرعى: حكم شارع مقدس به برائت، و عدم لزوم احتياط در مورد مشكوك را برائت شرعيه گويند. به ديگر سخن در هر مورد مشكوكى كه حكم واقعى بر ما مجهول بماند، شارع با جعل حكم ظاهرى اباحه ظاهرى آورده و تكليف را برداشته است.
ادله اصالة البراءة
بهطور اختصار به بخشى از ادله اصوليين اشاره مىشود.
الف. قرآن: ١. خداوند تكليفى بر كسى نخواهد كرد، مگر به حكمى كه به مردم رسيده باشد. [٤] ٢.
[١] . مأخذ پيشين، «شبهه وجوبيه».
[٢] . در كتاب نهاية الافكار، ص ١٩٩ آمده: اين قاعده مورد اتفاق بين اخبارى و اصولى بلكه جميع عدليه است. و هيچكس در آن ترديد ندارد.
[٣] . به مبحث «قاعده قبح عقاب بلابيان» رجوع شود.
[٤] . «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها»، سوره طلاق، آيه ٧.