فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٣٩ - قاعده درء
گفتار سوّم: شبهه چيست و شبهات مسقط حدّ كدامند؟
نخست لازم است شبهه را معنى كرده آنگاه به ديدگاه فقها در مورد شبهههاى مسقط حدّ نظر بيفكنيم:
در مجمع البحرين آمده است: شبهه چيزى است كه به ظاهر حق مىنمايد ولى حق نيست. [١]
ابو زهره مىگويد: شبهه چيزى است كه شبيه ثابت در حالى كه ثابت نيست. [٢]
شهيد اول مىگويد: شبهه اماره و نشانهاى است كه مفيد ظن و گمان است و اقدام بر كارى كه مخالف واقع است برآن مترتّب مىگردد. [٣]
شبهههاى [٤] مسقط حدّ كدامند؟
[١] . طريحى، شيخ فخر الدين، مجمع البحرين، ج ٦، ص ٣٤٩؛ و سمّى الشبهة شبهة لانّها تشبّه الحقّ.
[٢] . ابو زهره، محمّد، العقوبة، ص ١٧٩ و جزيرى، عبد الرحمن: الفقه على المذاهب الأربعة ج ٥، ص ٨٨: انّها ما يشبه الثابت و ليس بثابت- عودة: التّشريع الجنائى، ج ١، ص ٢٠٩: «الشبهة هى ما يشبه الثابت و ليس بثابت.
[٣] . شهيد اول، محمّد بن مكى: القواعد و الفوائد فى الفقه و الاصول و العربية، ج ١، ص ٣٧٧: الشبهة امارة تفيد ظنّا يترتّب عليه الاقدام على ما يخالف فى نفس الامر.
[٤] . برخى از فقهاى معاصر مىگويند: روايت مرسلهاى كه از صدوق آمده و مبناى قاعده درء قرار گرفته علاوه بر ايراد سندى از نظر دلالت نيز مخدوش است زيرا منظور از شبهات در روايت ادرءوا الحدود بالشبهات چيست؟
اگر منظور شبهه واقعى است كه اين شبهه و ترديد در تمام موارد حتى موارد ثبوت حدّ هم وجود دارد چون ادلّهاى كه اثبات حد مىكند ادله ظاهرى است امّا در متن واقع ترديد باقى است. و اگر منظور ترديد ظاهرى و واقعى است كه در اينجا مورد ندارد زيرا فرض بر اين است كه ادله ظاهريه بر وجود ارتداد است پس از نظر ظاهرى ترديد و شبههاى وجود ندارد (خوئى، سيد ابو القاسم، مبانى تكمله المنهاج، جلد ١، ص ٣٢٨:) فانّا ذكرنا انّ المراد بالشبهة ان كان هو الشبهة الواقعية فهى متحققه فى اكثر موارد ثبوت الحدّ و ان كان المراد بها الشبهة واقعا و ظاهرا فهى غير متحققه فى المقام لتحقق ما يوجب الارتداد وجدانا.
در جواب بايد گفت خطاب «ادرءوا» به حاكم است يعنى با ايجاد شبهه دفع حدود كن، سعى و تلاش شما در اثبات بىگناهى باشد نه اثبات جرم، شاهد بر چنين معنائى روايات بسيارى است كه به برخى از آنها اشاره مىشود.
١. قال رسول الله (ص): «ادرءوا الحدود بالشبهات و لا شفاعة و لا كفالة و لا يمين فى حدّ» (وسائل الشيعة، ج ١٨، ابواب مقدمات الحدود باب ٢٤ حديث ٤). پيامبر فرمود: حدود را با ايجاد شبهه دفع كنيد، در حدود شفاعت و كفالت و قسم وجود ندارد. اينكه مىفرمايد در اثبات حدّ قسم جايز نيست و نبايد متهم را وادار به قسم كرد مفهومش اين است كه قاضى نبايد مصرّ به اثبات جرم باشد.
٢. ابى هريره از پيامبر نقل مىكند: «ادرءوا الحدود عن المسلمين ما استطعتم فان كان له مخرج فخلّوا سبيله فانّ الامام ان يخطئ فى العفو خير من ان يخطئ فى العقوبة» (ترمذى، سنن كتاب الحدود، ج ٤، ص ٣٣، حديث ١٤٢٤) تا مىتوانيد از مسلمانان حدود را دفع كنيد و اگر راهى براى خلاصى او وجود دارد او را رها كنيد زيرا اگر امام مسلمين در عفو و بخشش خطا كند بهتر است از آنكه در مجازات و عقوبت مرتكب اشتباه شود.
٣. زنى به مولا على مراجعه كرد كه زنا كردم پاكم كن. مولا پرسيد از چى پاك كنم؟ گفت: زنا كردم (حضرت حرف اوّل زن را نشنيده گرفت) فرمود: شوهر داشتى يا خير؟ شوهر داشتم. پرسيد شوهرت در مسافرت بود؟
جواب داد: در مسافرت نبود. فرمود: برو اوّل بچّهات را به دنيا بياور. زن پس از وضع حمل مراجعه كرد و عرض كرد-ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - تهران، چاپ: ششم، ١٣٨٧ ش.
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ؛ ص٢٤٠