فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ١٩٦ - سنّت
تبصره: سكوت و تقرير (امضاء) معصوم به دو شرط مفيد فايده است: ١. معصوم كاملا در جريان آن عمل قرار بگيرد: ٢. محظورى براى امر به معروف و نهى از منكر وجود نداشته باشد. زيرا ائمه (ع) و ياران آنها هميشه از طرف سلاطين غاصب تحت نظر بودند، طبعا براى حفظ كيان اسلام و حفظ شيعيان گاه مصلحت را در تقيّه مىديدند، و امكان تبيين علنى موازين شرعى نبوده است.
اهميّت سنّت در اسلام
اساس و زيربناى تمام دستورهاى اسلامى را قرآن و سنّت تشكيل مىدهد. ولى در ميان اين دو احتياج مسلمانان نسبت به سنّت بيش از قرآن است. زيرا آيات مربوط به قوانين و احكام در قرآن مجيد بسيار محدود و بنا بر قول مشهور پانصد آيه است و اكتفا كردن به اين آيات بدون سنّت و حديث كافى نيست. زيرا اولا، اين آيات داراى اجمال- اطلاق و ... است كه توضيح آنها در سنّت و احاديث موجود است. ثانيا: احكام و قوانين اسلام بسيار گسترده است، در حالى كه آيات احكام بسيار محدود و در نتيجه جوابگوى آن احكام گسترده نخواهد بود. لذا دانشمندان شيعه و سنّى در اينباره همعقيدهاند كه حديث صحيح بر تمام مسلمانان حجّت است و مانند قرآن مجيد متابعت از آن بر هر مسلمانى واجب است. شافعى مىگويد: از يك طرف در قرآن همه امور مورد نياز نيامده و از طرف ديگر از آنچه آمده بسيارى از آنها نيازمند بيان و تبيين است. (و در اين جهت فرقى بين عبادات و معاملات نيست.) و غير از رسول خدا كسى توان اين كار را ندارد، زيرا به حكم رسالتى كه دارد بايد قرآن را تبيين كند. همان گونه كه خداوند در قرآن مىفرمايد: ما بر تو قرآن را نازل كرديم تا براى مردم تبيين كنى. و اگر به كلّى سنّت را مردود بشمريم، به مشكل بزرگى گرفتار خواهيم شد، زيرا مثلا در آيات الهى عدد ركعات نمازهاى روزانه مشخص نگرديد. همان گونه كه انواع و مقدار زكات بيان نشد. [١] لذا گفتهاند: انكار حجيّت سنّت انكار ضروريات دين است و با كسى كه منكر ضرورى دين باشد، حسابى نخواهيم داشت. چون خارج از اسلام است. [٢]
فرق بين قرآن و سنّت:
قرآن و سنّت از نظر اينكه هر دو از منبع وحى و الهام سرچشمه گرفتهاند و هر دو شعاع يك نور هستند، امتيازى بين آنها نيست، ولى مىتوان تفاوت بين آن دو را به شرح زير برشمرد:
[١] . انّ القرآن لم يأت بكلّ شىء «من ناحيه» و فيه الكثير ممّا يحتاج الى بيان من ناحيه اخرى، و سواء فى ذلك العبادات و المعاملات، و لا يقوم بذلك الّا الرسول (ص) به حكم رسالته الّتى عليه ان يقوم بها، و فى هذا يقول اللّه تعالى: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ (سوره نحل، آيه ٤٤) ... لو رددنا السّنّة كلّها لصرنا الى امر عظيم لا يمكن قبوله ...» الاصول العامه للفقه المقارن، ص ١٢٥.
[٢] . مأخذ پيشين، ص ١٢٦؛ خضرى بك، اصول الفقه، ص ٢٣٩.