مفاهیم علم نحو - العصاری، محمود رضا - الصفحة ٥٦ - تمرين
به مثالهاى زير دقّت كنيد:
١. « رجل اكل الخبز؛ مردى نان خورد»
٢. « امرأة ذهبت؛ زنى رفت»
در اين دو مثال، مبتدا نكره است، ولى با تأمّل درمىيابيم كه اينگونه جملات فايدهاى در گفتوگو نداريد؛ يعنى مردم از چيزهايى خبر مىدهند كه فايدهاى براى مخاطب خود داشته باشد، در حالى كه جملاتى چون « مردى نان خورد» فايدهاى براى مخاطب ندارد و به عبارت روشنتر، نان خوردن يك مرد نامعلوم، ارزش خبر دادن ندارد. از اينرو، اگر مبتدا نكره باشد (بر فرد نامعيّنى دلالت كند) بايد به گونهاى در جمله واقع شود كه خبر دادن از آن فايده داشته باشد؛ مانند: « رجل صائم اكل الخبز؛ مرد روزهدار نان خورد».
نگاهى به كتابهاى ديگر
المبتدأ اسم مرفوع في اول جملته غالبا، مجرد من العوامل اللفظية محكوم عليه بامر و الخبر هو اللفظ الذي يكمّل المعني مع المبتدأ. (النحو الوافي، ج ١، ص ٤٠١، با تصرّف).
تمرين
در جملات زير اركان را پيدا كرده و نقش و اعراب آنها را بنويسيد. [١]
نمونه:
اولئك في جنات مكرمون [٢]
مسند اليه مسند
مبتدا و محلا مرفوع خبر و لفظا مرفوع
١. ... فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ [٣]
[١] . به خبرهايى كه به صورت جمله يا شبه جملهاند اعراب محلّى بدهيد، زيرا آنها نمىتوانند اعراب بگيرند.
[٢] . « جنّات » جمع « جنّة »: باغها- مكرم: محترم (معارج، ص ٣٥).
[٣] . « خير »: بهتر- حافظا: حفظكننده- أرحم: مهربانترين- راحم: مهربان (يوسف، آيه ٦٤).