مفاهیم علم نحو - العصاری، محمود رضا - الصفحة ١٣١ - حروف جازم مضارع
٣٣ حروف عامل (٢)
حروف جازم مضارع
١. « لم »: در عبارت « لم يكتب علي»، « لم » علاوه بر جزم فعل « يكتب »، معناى آن را منفى كرده و زمان فعل مضارع را به ماضى تبديل مىكند. بنابراين، معناى عبارت بالا چنين است: « على ننوشت».
٢. « لمّا »: اين حرف نيز مانند « لم » مضارع را جزم داده و معناى آن را در زمان ماضى منفى مىكند. تفاوتى كه بين اين دو وجود دارد، اين است كه زمان در « لمّا » گذشته متّصل به حال است. بنابراين، معنا در عبارت « لمّا يضرب زيد» اين است كه زيد از زمان گذشته تا به حال نزده است.
٣. « لام امر»: همانطور كه در صرف خوانديد، اين حرف معناى طلبى به فعل مضارع مىدهد. مانند؛ « ليضرب؛ بايد بزنى»، « لنضرب؛ بايد بزنيم» و « لتضربوا؛ بايد زده شويد».
٤. « لاى نهي»: همانطور كه مىدانيد، « لا » ى نهى در چهارده صيغه فعل مضارع (معلوم و مجهول) وارد شده و معناى آن را علاوه بر طلبى، منفى مىكند؛ مانند: « لا يضرب؛ نبايد بزند»، « لا تضرب؛ نبايد بزنى» و « لا أضرب؛ نبايد بزنم».
٥. « ان شرطيه»: به عبارت زير توجّه كنيد:
- ان تضرب أضرب
چه تفاوتى بين اين حرف و حروف قبلى مىبينيد؟ در مثال مذكور، « ان » دو فعل مضارع را جزم داده، ولى حروف قبلى فقط يك مضارع را جزم داده بودند. از جهت