مفاهیم علم نحو - العصاری، محمود رضا - الصفحة ١٠١ - تمييز
٢٥ تمييز
به عبارات زير توجّه كنيد:
١. « إشتريت ثلاثين قلما؛ سى قلم را خريدم».
٢. « طاب زيد خلقا؛ زيد از جهت اخلاق پاكيزه شد».
كلمات « قلما » و « خلقا » چه نقشى در معناى جمله دارند؟ اگر آنها را از عبارات حذف كنيم چه مشكلى در معنا به وجود مىآيد؟
در عبارت «١»، « ثلاثين » يك عدد است و مىتواند به اشياى مختلفى دلالت كند، به همين جهت بدون ذكر آن اشياء، مبهم است و كلمه « قلما » اين ابهام را برطرف كرده است.
در عبارت «٢»، پاكيزه شدن به « زيد » نسبت داده شده است، ولى اين نسبت به خودى خود يك نسبت مبهم است، زيرا « زيد » از جهات مختلفى مىتواند پاكيزه باشد و اگر آن جهت موردنظر، ذكر نشود، مخاطب جهت پاكيزه شدن را متوجّه نمىشود. پس در عبارت «٢» كلمه « خلقا » جهت پاكيزه شدن « زيد » را بيان كرده است، به عبارت ديگر:
ابهام نسبت را برطرف كرده است.
به كلماتى مانند « قلما » و « خلقا » كه ابهام كلمه يا نسبتى را برطرف مىكنند « تمييز » گويند.
تذكّر: در يك جمله ممكن است ابهامات زيادى وجود داشته باشد، اما هرابهامى را تمييز برطرف نمىكند؛ مثلا در جمله « زيد رفت»، مىتوان ابهاماتى را تصور كرد؛ مثل:
به كجا رفت؟ چرا رفت؟ و ... اما براى رفع اين ابهامها از تمييز استفاده نمىشود، زيرا تمييز، ابهامى را برطرف مىكند كه در ذات شىء يا در نسبت باشد نه در چيزهاى ديگر، مانند زمان و مكان آنها و ...