مفاهیم علم نحو - العصاری، محمود رضا - الصفحة ٩٥ - اعراب«حال» و عامل آن
٢٣ حال (١)
به جملات زير دقّت كنيد:
١. « عاد القائد ظافرا؛ فرمانده، پيروزمندانه برگشت»؛
٢. « رأيت زيدا ضاحكا؛ زيد را خندان ديدم».
در مثال «١»، « عاد القائد» به ترتيب مسند و مسند اليه (فعل و فاعل) است، اما « ظافرا » به چه منظور آورده شده است؟ بايد گفت كه « ظافرا » حالت « قائد » را هنگام برگشتن (عود) بيان مىكند، به عبارت ديگر: بيان مىكند كه فرمانده در هنگام برگشتن چه حالتى داشت.
در مثال «٢»، « ضاحكا » حالت « زيد » را به هنگام وقوع حدث، يعنى « ديدن »، بيان مىكند.
همانطور كه مىبينيد: در مثال «١»، « ظاهرا » حالت فاعل را در هنگام وقوع حدث و در مثال «٢»، « ضاحكا » حالت مفعول را در هنگام وقوع حدث بيان مىكند.
به كلماتى مانند: « ظافرا »، « ضاحكا » كه هيئت و حالت فاعل يا مفعول به يا ... را هنگام وقوع فعل بيان مىكند « حال » گفته مىشود و به كلماتى مانند « القائد » و « زيدا » كه براى آنها « حال » آورده شده، « ذو الحال» يا « صاحب حال» مىگويند.
اعراب « حال » و عامل آن
« حال » از نظر اعراب، منصوب است و عامل آن، فعل يا شبه فعلى است كه در جمله موجود است.
بنابراين در مثالهاى بالا عامل در حال به ترتيب، « عاد و رايت» است.