مفاهیم علم نحو - العصاری، محمود رضا - الصفحة ١٢٥ - اقسام بدل
٣١ توابع (بدل)
به دو مثال توجّه كنيد:
١. « جاء اخوك يوسف»
٢. « قرأت الكتاب نصفه؛ كتاب نصف آن را خواندم».
در مثال «١»، گوينده قصد دارد « آمدن را» را به يوسف نسبت دهد. به نظر شما چرا « اخوك » را آورده است.
در مثال «٢» در حالى كه مقصود اصلى گوينده « خواندن نصف كتاب» است، چرا ابتدا گفته است: « كتاب را خواندم»؟
در اينگونه جملات، گوينده براى آمادهكردن مخاطب، ابتدا چيزى را مىآورد و سپس مقصود اصلى خود را بيان مىكند؛ مثلا در عبارت اوّل، گوينده « اخوك » را جهت متوجّهكردن ذهن مخاطب به مقصود اصلى او كه يوسف است، آورده و سپس مقصود اصلى خود را بيان مىكند.
به كلماتى مانند « يوسف » و « نصفه » در مثالهاى بالا كه مقصود اصلى حكم در كلام گوينده هستند، « بدل » گويند و به كلماتى چون « اخوك » و « الكتاب » « مبدل منه» گويند.
اقسام بدل
به مثالهاى زير توجّه كنيد:
١. « ما خاف امير المؤمنين علي عليه السّلام من أحد إلّا اللّه؛ امير المؤمنين على از كسى جز خدا نترسيد».