تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٩ - وصف نسخ

اولى تنسوقنامه باشد كه خواجه بعد در آن تغييراتى داده و مطالبى بر آن افزوده. و مقدمه ديگرى جايگزين مقدمه اول كرده و بصورت نسخه حاضر درآورده است. و چون مقدمه و خاتمه آن با نسخه چاپ حاضر برابر نبود و فصلى هم در پايان كتاب اضافه داشت براى اينكه خوانندگان محترم باحوال اين نسخه معرفت حاصل كنند بهتر آن ديد عين مقدمه و خاتمه را در اينجا ايراد نمايد «منت خداى تعالى را كه همه جهان را از آفتاب برآمدن تا آفتاب فرورفتن به پادشاه روى زمين خلد اللّه ملكه و مهد عدله داده است، و در معدلت و سياست و جهاندارى و ضبط مملكت بر همه پادشاهان كه پيش از او بوده‌اند سبقت يافته است، و همت پادشاهانه بر آن گماشته كه عالم بمردم راست و پاك يك‌دست شود و از خرابى روى بعمارت آرد و هركس از هرطايفه كه باشد بعبادت خداى تعالى و نيكى و راستى و قوت دادن پادشاه و فرمان‌بردارى مشغول باشد. و خلق خدا از زحمت بدان و ناراستان برآسايند. اميدست چنانكه مقتضاء نيت نيكو و ارادت درست او باشد بر آن جمله كه بعضى باتمام رسيد باقى هم بتمام رسد. و عهد پادشاهى او تا دامن قيامت پاينده باشد و هرروز عدل و احسان او بر خاص و عام در زيادت باشد. و از جمله رايهاء صائب و عزمهاء پادشاهانه او و بزرگترين رأيى و نيكوترين عزمى آن بود كه اين طرف آب جيحون تا بنهايت مغرب كه واسطه ممالك عالم است ببرادر خود پادشاه جهان ادام اللّه عظمته و بسط معدلته سپرد. در همت بلند و نواختن بندگان و نيكان و برانداختن ياغيان و نيكو داشتن مردان شايسته از همه اصناف و عمارت ممالك بى‌دوم است، تا لاجرم بقوت خداء تعالى دولت پادشاه روى زمين و سعى و تدبير نيكوى اين پادشاه كارهائى كه جهانيان از آن عاجز بودند و سالهاء