تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠ - معنى تنسوخ و اصل آن

و چون خواجه طوسى در اين كتاب علاوه بر ذكر منافع و خواص و صفات گوهرها و سنگهاى بيش‌بها از تمام چيزهاى نفيس و نادر و غريب از جواهر كانى و ساخته‌هاى زر و سيم و عطريات و معجونات و ترياقهاى سودمند بحث كرده آنرا «تنسوخنامه ايلخانى» ناميده است و در يك موضع هم آنرا جواهرنامه خوانده است‌[١].

معنى تنسوخ و اصل آن‌

تنسوخ را جمعى از فرهنگ‌نويسان لغت تركى دانسته‌اند كه در زبان فارسى درآمده است و بعضى هم آنرا از اصل هندى تنسكهه پنداشته و تنسوق را معرب تنسخ نوشته‌اند.

صاحب فرهنگ جهانگيرى گويد: «تنسخ بفتح اول و ضم سين نفيس و نادر و تنسوق معرب آنست. و آن پارچه‌ايست در هند نازك و لطيف. و معنى تركيبى آن خوش آينده‌تن است، چه سخ بمعنى خوش باشد. ابن يمين گويد:

دل سؤال يك نظر مى‌كرد زان فرخ‌رخش‌

از لب شيرين نيامد جز بتلخى پاسخش‌

گاه مهرم كين نمايد وقت صلح آيد بجنگ‌

دور بادا چشم بد ز ان شيوهاى تنسخش»