ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٤
از آن حضرت روايت كرده است، و در روايت دو نفر اول عبارت چنين آمده: در باره مردى است كه تصميم مىگيرد گناهى مرتكب شود ناگهان به ياد خدا افتاده و از آن صرف نظر مىكند و در روايت نفر آخر يعنى زيد بن ابى اسامه چنين آمده: در باره گناهى است كه عبد تصميم به ارتكاب آن گرفته و ناگهان بياد خدا مىافتد و آن را وا مىگذارد و در اين معنا روايات ديگرى نيز هست[١].
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ نماز خواند، و دنبال سرش عدهاى قرآن خواندند، آيه نازل شد كه:(وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا).
مؤلف: در اين باره روايات ديگرى از طرف اهل سنت وارد شده كه در بعضى از آنها دارد آن عده بدنبال آن حضرت در نماز حرف مىزدند لذا آيه مذكور نازل شد. و در بعضى ديگر دارد كه تنها جوانى از انصار و در بعضى ديگر مردى بود كه چنين مىكرد[٢].
و در مجمع البيان بعد از نقل اين قول كه آيه در باره نماز جماعت دنبال امام نازل شده مىگويد: اين قول از حضرت ابى جعفر روايت شده[٣].
و نيز در مجمع البيان از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود: واجب است سكوت براى قرآن چه در نماز و چه در غير نماز[٤].
مؤلف: اين روايت را عياشى از زراره از امام صادق (ع) روايت كرده، و در آخر آن دارد: وقتى نزد تو قرآن خوانده شود واجب است بر تو كه سكوت نموده و گوش فرا دهى[٥].
و نيز در مجمع البيان از عبد اللَّه بن ابى يعفور از امام صادق (ع) روايت كرده كه گفت: به آن حضرت عرض كردم: مردى قرآن مىخواند و من در نمازم آيا واجب است بر من كه سكوت نموده و گوش فرا دهم؟ فرمود: آرى وقتى قرآن تلاوت مىشود واجب است بر تو سكوت و گوش دادن[٦].
و در تفسير عياشى از ابى كهمس از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود:
ابن الكواء دنبال امير المؤمنين (ع) اين آيه را تلاوت مىكرد:(لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ) امير المؤمنين در نماز خود سكوت كرد[٧].
[١] تفسير عياشى ج ٢ ص ٤٣ ح ١٢٨ و ص ٤٤ ح ١٢٩ و ١٣٠
[٢] الدر المنثور ج ٣ ص ١٥٥
[٣] ( ٣، ٤، ٦) مجمع البيان ج ٤ ص ٥١٥
[٤] ( ٣، ٤، ٦) مجمع البيان ج ٤ ص ٥١٥
[٥] ( ٥، ٧) تفسير عياشى ج ٢ ص ٤٤ ح ١٣٢ و ١٣٣
[٦] ( ٣، ٤، ٦) مجمع البيان ج ٤ ص ٥١٥
[٧] ( ٥، ٧) تفسير عياشى ج ٢ ص ٤٤ ح ١٣٢ و ١٣٣