ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٤ - بيان آيات
اين بود جوابى كه صاحب المنار از اشكال مزبور داده. در اينجا به ياد داستانى افتادم كه نقل آن در حقيقت جواب سومى از اين اشكال است، و آن اينكه وقتى طبيب مخصوص هارون الرشيد كه مردى نصرانى و حاذق در طب بود به على بن الحسين بن واقد گفت كتاب آسمانى شما هيچ دستورى در باره بهداشت و حفظ الصحه ندارد، و حال آنكه سعادت بشر را دو علم تامين مىكند يكى علم اديان و ديگرى علم ابدان (طب).
على در جوابش گفت: خداوند علم ابدان را در كتاب خود در نصف يك آيه خلاصه كرده است و آن جمله(كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا) است. رسول گرامى اسلام ٦ نيز اين معنا را در جمله كوتاه معده خانه هر دردى است و پرهيز سر آمد هر دوايى است، و بايد كه حق بدن را در آنچه عادتش دادهاى ادا كنى خلاصه كرده. طبيب نامبرده فكرى كرد و گفت: آرى، كتاب شما و پيغمبرتان با اين دو جمله دستور ديگرى را براى جالينوس باقى نگذاشتند.[١]
[بيان آيات]
(قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ) خطابى كه در صدر اين آيه است يا مخصوص به كفار است، و يا مانند خطاب آيه قبلى مؤمنين را هم شامل مىشود، و لازمه اينكه شامل كفار هم باشد اين است كه زينت و طيبات رزق موضوعى باشد مشترك بين كافر و مؤمن. و چون سياق جمله(قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا) سياق بيان مختصات مؤمنين است، و مىخواهد بفرمايد: همين نعمتهايى كه امروز مؤمن و كافر در آن شريكند در آخرت مختص به مؤمنين است، لذا جمله(فِي الْحَياةِ الدُّنْيا) متعلق است به جمله آمنوا و ظرف(يَوْمَ الْقِيامَةِ) متعلق خواهد بود به همان چيزى كه جمله(لِلَّذِينَ آمَنُوا) متعلق به آن است، حال يا كلمه كائنة است و يا شبيه به آن، و در صورتى كه كلمه خالصة را هم حال از ضمير مؤنث گرفته مقدم شدنش را بر(يَوْمَ الْقِيامَةِ) براى فاصله شدن بين آن و بين(فِي الْحَياةِ الدُّنْيا) بدانيم معناى آيه چنين خواهد شد: بگو آن زينتها در روز قيامت تنها از آن مؤمنين است، و ديگران را از آن بهرهاى نيست، زندگى آخرت مانند زندگى دنيا نيست كه هر كس و ناكسى در نعمتهاى آن سهيم باشد پس هر كه در دنيا ايمان آورد همه نعمتهاى آن روز قيامت از آن وى خواهد بود .
با اين بيان، اشكالى كه در كلام بعضى از مفسرين است كه گفتهاند: مراد از خلوص، نجات از هم و غم است و معناى آيه اين است كه زينتهاى دنيا براى مؤمنين خالى از
[١] مجمع البيان ج ٤ ص ٤١٣