ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٨٤ - فرعون، هم مدعى خدايى بوده و هم خدايانى را مىپرستيده است
(ع) در ميان قوم فرعون به سر مىبرده- جريان يافته و آن خاطراتى را كه وى پس از دعوت آنان به دين توحيد و نجات دادن بنى اسرائيل داشته و آن معجزاتى را كه يكى پس از ديگرى برايشان آورده تا آنجا كه خدا او و بنى اسرائيل را نجات داده و فرعون و لشكريانش را غرق كرده و سرزمين مبارك و مشارق و مغارب آن را در اختيار او و قومش گذاشته خاطر نشان ميسازد.
(قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ ...) اين جمله حكايت گفتارى است كه قومش با فرعون داشته و مىخواستند او را فريب دهند و به قتل موسى و قوم او تحريكش كنند، لذا فرعون در رد پيشنهاد آنان گفت: كشتن موسى و بنى اسرائيل براى ما مهم نيست، براى اينكه فعلا قدرت در دست ما است، و در هر حال برايشان تسلط داريم، پس چه بهتر همان عذاب قبلى را در حق ايشان اجراء نموده فرزندانشان را كشته و زنانشان را زنده نگهداريم. و اين جواب خود دليل روشنى است بر اينكه قوم فرعون از او خواستند تا موسى و قومش را بكشد، زيرا اگر پيشنهاد ايشان چيز ديگرى غير از كشتن بود جمله(وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ) آن موقعيتى را كه مىبايست داشته باشد نمىداشت.
[فرعون، هم مدعى خدايى بوده و هم خدايانى را مىپرستيده است]
و اينكه گفتند:(وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ) تاكيد در تحريك وى بر قتل ايشان است، و معنايش اين است كه: اى فرعون! اين شخص علاوه بر فسادى كه او و قومش در زمين انگيختهاند زير بار پرستش تو و خدايانت هم نرفتهاند. از اين جمله به خوبى بر مىآيد كه فرعون هم ادعاى الوهيت مىكرده و مردم را به پرستش خود مىخوانده و هم خودش[١] خدايانى براى خود داشته و آنها را مىپرستيده. تاريخ هم اين معنا را در باره پارهاى از امتهاى گذشته اثبات كرده، از آن جمله نقل شده كه در روم و ممالك ديگر، مردم، بزرگ خانواده و رؤساى قبائل و عشاير را مىپرستيدند، و آن بزرگان و رؤسا هم، پدران نخستين و بتها را پرستش مىكردهاند.
و نيز در تاريخ دارد كه بعضى از بتپرستان براى بتهايى كه مىپرستيدند بتها و ارباب ديگرى قائل بودند، و معتقد بودند كه بتهاى مورد پرستش آنان آن بتها را مىپرستند، از آن جمله پدر و مادر را رب خود مىدانستند و براى پدر و مادر ارباب ديگرى قائل بودند.
اين آن چيزى است كه از جمله مورد بحث به دست مىآيد، الا اينكه از كلامى كه فرعون با قوم خود داشته و قرآن از او چنين حكايت مىكند:(أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى)[٢] و همچنين از
[١] الدر المنثور ج ٣ ص ١٠٧ و تفسير قمى ج ١ ص ٢٣٧ و تفسير قرطبى ج ٧ ص ٢٦٢
[٢] من بزرگترين پروردگار شمايم. سوره نازعات آيه ٢٤