ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٥٣ - سنت ابتلاء به سختىها(باساء و ضراء) و سنت عطاء نعمت، دو سنت الهى براى آزمايش امتها است
شاعر مىگويد:
|
ربع عفاه الدهر طولا فانمحى |
قد كاد من طول البلاء أن يمسحا[١] |
|
بنا بر اين احتمال، معناى جمله چنين مىشود كه: ايشان به وسيله حسنه و نعمتهايى كه به آنها داده شده بود آثار سوء سيئات و نقمتهاى قبلى را محو كردند و ليكن بجاى اينكه به راه حق هدايت شده و ضراء و سراء را از ناحيه خداى تعالى بدانند گفتند:(قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ) يعنى انسان از آنجايى كه در عالم طبيعت قرار گرفته و اين عالم همواره در تحول و دگرگونى است لذا خواه ناخواه محكوم به تحول و ناكامى و كامروايى است، پس نه كامروائيش امتحان خدا است و نه ناكاميش عذاب و نقمت او است.
و بنا بر اينكه معناى دوم درست باشد ممكن است جمله(وَ قالُوا ...) را عطف تفسير جمله(حَتَّى عَفَوْا) گرفته و بگوييم: منظور از(حَتَّى عَفَوْا) اين است كه ايشان با گفتن اينكه سراء و ضراء از عادت دهر ناپايدار است كه هر روز نعمتى را از شخصى گرفته و به شخص ديگرى مىدهد هم چنان كه رفتارش با پدران ما هم همين طور بود امتحان الهى را انكار و رسم آن را محو كردند، و اين همان معنايى است كه آيه شريفه(وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً)[٢] متعرض آن است. حتى در جمله(حَتَّى عَفَوْا وَ قالُوا ...)، براى غايت و معنى آن اين است كه: ما به آنها به جاى آن گرفتارىها كه داشتند نعمتها داديم، و آنها چنان غرق نعمت شدند كه شدت و محنت قبل را فراموش نموده و گفتند: نعمت الآن و گرفتارىهاى قبل ما از عادت روزگار است. آرى، نتيجه ضراء و سرايى كه ما بدانها داديم اين شد، و حال آنكه ما اين كار را براى اين كرديم كه متذكر شده و به سوى شكرگزارى بيشترى هدايت شوند، و ليكن به جاى گرفتن آن نتيجه، اين نتيجه سوء را گرفتند، خداوند هم به كيفر اين كفران، مهر بر دلهاشان نهاده تا ديگر كلمه حقى نشنوند.
و اگر كلمه ضراء مقدم بر سراء ذكر شده شايد براى اين است كه در جمله قبلى سيئه مقدم بر حسنه ذكر شده بود.
(فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ)- اين جمله اشاره است به اينكه انسان به جريان امر الهى جاهل است، زيرا مىفرمايد: گرفتار شدنشان به عذاب، ناگهانى بود و خود آنان اطلاعى
[١] خانهاى است كه دهر مدت مديدى است آن را در هم كوبيده و فعلا از هم ريخته و نزديك است از طول مدت بلايا، زمين يكسان شود.
[٢] و اگر از ناحيه خودمان از پس محنتى كه بدو رسيده رحمتى به او دهيم گويد: اين از من است( اثر زرنگى و كاردانى خودم است) و گمان ندارم رستاخيز به پا شود. سوره حم سجده آيه ٥٠