ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٠ - دو روايت در جواب سؤال در باره فاصله زمين و عرش
تعالى باشد تا بتواند او را حمل كند، بلكه معناى آيه اين است كه خداوند قبل از آنكه آسمان و زمين، يا جن و انس، يا آفتاب و ماه را بيافريند، علم خود را بر آب كه قبل از اينها موجود شده بود، حمل مىكرد[١].
مؤلف: اين روايت از جهت دلالت بر اينكه مراد از عرش، علم است و نيز اصل خلقت عالم آب بوده و در آن موقع كه هنوز تفاصيل موجودات، موجود نشده بودند علم فعلى خداى تعالى متعلق به آب بوده مانند روايت قبلى است.
[دو روايت در جواب سؤال در باره فاصله زمين و عرش]
در كتاب احتجاج از على (ع) روايت شده كه شخصى از آن جناب از فاصله بين زمين و عرش سؤال كرد، حضرت فرمود: فاصلهاش به قدر اين است كه بندهاى از در اخلاص بگويد: لا اله الا اللَّه [٢].
مؤلف: اين از لطايف كلام امير المؤمنين ٦ است كه آن را از آيه(إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ) اقتباس فرموده، و معناى آن اين است كه وقتى بنده با گفتن كلمه توحيد الوهيت را از غير خداى تعالى نفى نمود و آن را خالص براى خدا دانست، بطور مسلم غير خدا را فراموش خواهد نمود، و جميع موجودات را مستند به او خواهد دانست، و اين مقام همان مقام عرشى است كه بيانش در سابق گذشت.
نظير اين بيان در لطافت جواب ديگرى است كه آن حضرت از اين سؤال داده، و فرمود:
فاصله بين زمين و آسمان، ديد چشم و دعاى مظلوم است، در موقعى كه نفرين مىكند.
و نيز شيخ صدوق در سه كتاب فقيه ، علل و مجالس خود از امام صادق (ع) روايت كرده كه در پاسخ شخصى كه از آن جناب پرسيد: چرا كعبه، كعبه ناميده شد؟ فرمود: براى اينكه چهار گوشه و مربع بود. و وقتى سائل پرسيد، چرا مربع شد؟ در جواب فرمود: براى اينكه محاذى بيت المعمور بود و بيت المعمور مربع است. و چون سائل پرسيد:
بيت المعمور چرا مربع شد؟ فرمود: چون بيت نامبرده، محاذى با عرش است و عرش مربع است.
و چون سائل از مربع بودن عرش سؤال كرد فرمود: براى اينكه كلماتى كه دين اسلام بر مبناى آنها بنا نهاده شده، چهار است، و آن چهار كلمه عبارت است از: ١- سبحان اللَّه ٢- و الحمد للَّه ٣- و لا اله الا اللَّه ٤- و اللَّه اكبر ... [٣].
[١] توحيد صدوق ص ٣١٩
[٢] احتجاج طبرسى ج ١ ص ٣٨٦
[٣] من لا يحضره الفقيه ج ٢ ص ١٢٤ و علل الشرائع ص ٣٩٨ ط بيروت