ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤٤ - داستانى كه در روح المعانى در باره شان نزول آيات شريفه و اتل عليهم نبأ الذي نقل كرده است
عاصى روايت كرده كه گفت: از رسول خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: خداى تعالى خلق خود را در ظلمتى آفريده و سپس نورى از خود بر ايشان تابانيد، پس هر كس كه تابش آن نور او را گرفت هدايت يافت، و هر كس را نگرفت گمراه گشت[١].
و نيز در همان كتاب است كه حكيم ترمذى و ابن ابى الدنيا در كتاب مكائد الشيطان و ابو العلى و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ و ابن مردويه همگى از ابى درداء روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: خداوند جن را بر سه صنف آفريد، يك صنف مارها و عقربها و حشرات زمين و صنف ديگر مانند باد در هوا هستند، و صنف سوم طايفهاى هستند كه ثواب و عقاب دارند، و خداوند آدميان را نيز بر سه صنف آفريد، يك صنف بهائم را مىمانند و خداوند در حقشان فرمود:(لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) و جنس ديگرى اندامشان اندام آدمى است ولى ارواحشان ارواح شياطين است، صنف سوم مردمى هستند كه در روز قيامت- كه هيچ سايهاى جز سايه خدا نيست- در زير سايه خدا قرار دارند[٢].
مؤلف: و به زودى در يك مقام مناسب بحث در پيرامون جن و شياطين انسى خواهد آمد- ان شاء اللَّه-.
[١] ( ١ و ٢) الدر المنثور ج ٣ ص ١٤٧
[٢] ( ١ و ٢) الدر المنثور ج ٣ ص ١٤٧