ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٩٣ - بحث روايتى
ساير انبياء (ع) نيز اين تحدى را كردهاند.
بحث روايتى
در كتاب عيون به سند خود از ابى الصلت هروى از حضرت رضا (ع) روايت كرده كه در ضمن حديثى مامون از حضرتش سؤال كرد كه معناى آيه(فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما) چيست؟ حضرت در جوابش فرمود: حوا براى آدم پانصد شكم فرزند آورد و در هر شكم يك پسر زائيد و يك دختر، و آدم و حوا با خدا عهد كرده و از او درخواست كرده بودند كه:(لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ) اگر فرزند صالحى به ما ارزانى بدارى البته از شكرگزاران خواهيم بود،(فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً) و وقتى كه فرزندانى صحيح الخلقة و سالم از آفت و مرض به ايشان ارزانى داشت اين فرزندان در هر شكم دو صنف يعنى پسر و دختر به دنيا مىآمدند، و(فِيما آتاهُما) در ميان اين فرزندانى كه خدا به آن دو مىداد دو صنف از ايشان(جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ) براى خدا شريك قائل شدند، و مانند پدر و مادرشان شكر خدا را نكردند:(فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ) پس بزرگتر است خدا از آنچه كه ايشان براى او شريك گرفتند.
مامون وقتى اين بيان را شنيد گفت: من شهادت مىدهم كه تو حقا فرزند رسول خدايى[١].
مؤلف: برگشت اين روايت به يكى از وجوهى است كه قبلا در دفع اشكال وارد بر آيه ايراد شد، و البته تعدادى روايت در تفسير اين آيه از سمرة بن جندب و ابى و زيد و ابن عباس نقل شده، و در آنها دارد آدم و حوا هر چه فرزند برايشان متولد مىشد نمىماند، شيطان به ايشان و يا تنها به حوا گفت: اين دفعه اسم فرزندت را عبد الحارث نام بگذار تا برايت بماند- و حارث اسم شيطان بود در آن موقعى كه در آسمان زندگى مىكرد- و در بعضى از اين روايات دارد كه گفت: اسمش را عبد الشمس - بنده آفتاب- بگذار، و در بعضى ديگر دارد كه وى حوا را تهديد كرد كه اگر اسم او را عبد الحارث و يا عبد الشمس نگذارد در شكم بعدى بچه شتر و يا گوساله و يا چارپاى ديگرى خواهد زائيد، و با او شرط كرد كه اگر اين اسامى را انتخاب كند بچه در شكمش انسانى تام الخلقه خواهد بود، و ليكن اين احاديث همه جعلى و از دسيسههايى است كه اسرائيلىها در روايات ما كردهاند.
[١] عيون ج ١ ص ١٥٦ ط تهران