ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٣٩ - توضيحى در باره گمراهتر بودن دستهاى از مردم، از چهار پايان أولئك كالأنعام بل هم أضل
آنچه را كه مايه امتياز انسان از ساير حيوانات است از دست دادهاند، و آن تمييز ميان خير و شر، و نافع و مضر در زندگى سعيد انسان، به وسيله چشم و گوش و دل است. و اگر در ميان همه حيوانات بىزبان به انعام تشبيه شدند با اينكه اينگونه اشخاص خوى و خصال درندگان را نيز دارا هستند، براى اين است كه در ميان صفات حيوانيت تمتع به خوردن و جهيدن كه خوى انعام است مقدمتر نسبت به طبع حيوانى است، چون جلب نفع، مقدم بر دفع ضرر است، و اگر در انسان قواى دافعه و غضبيه نيز به وديعه سپرده شده باز بخاطر همان قواى جاذبه شهويه است، و غرض نوع انسان در زندگى حيوانيش اول به تغذى و توليد مثل تعلق مىگيرد، و سپس براى حفظ و تحصيل اين دو غرض، قواى دافعه را اعمال مىكند، پس آيه مورد بحث از نظر مفاد نظير آيه(وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ)[١] است.
و اما جمله بلكه ايشان از چارپايان هم گمراهترند كه لازمهاش وجود يك نحوه ضلالتى در چارپايان است دليلش اين است كه ضلالتى كه در چارپايان هست ضلالتى است نسبى و غير حقيقى، براى اينكه چارپايان بحسب قواى مركبهاى كه آنها را وادار مىكند به اينكه همه همت خود را در خوردن و جهيدن صرف كنند، در تحصيل سعادت زندگىاى كه برايشان فراهم شده گمراه نيستند و در اينكه قدمى فراتر نمىگذارند هيچ مذمتى بر آنها نيست، و گمراه خواندنشان به مقايسه با سعادت زندگى انسانى است كه آنها مجهز به وسائل تحصيل آن نيستند.
بخلاف كر و كورهاى از افراد انسان كه با مجهز بودن به وسائل تحصيل سعادت انسانى و با داشتن چشم و گوش و دلى كه راهنماى آن سعادت است با اين حال آن وسائل را اعمال نكرده و چشم و گوش و دل خود را نظير چشم و گوش و دل حيوانات ضايع و معطل گذاردهاند مانند حيوانات تنها در تمتع از لذائذ شكم و شهوت استعمال كردهاند به همين دليل اينگونه مردم از چارپايان گمراهترند، و بر خلاف چارپايان استحقاق مذمت را دارند.
(أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ) اين جمله نتيجه كلام قبلى و بيان حال ديگرى است براى آنان، و آن اين است كه حقيقت غفلت همان است كه ايشان دچار آنند، چون غفلتى است كه مشيت خداى سبحان مساعد آن است، و مشيت خدا با مهر زدن بر دلها و چشمها و گوشهايشان، ايشان را به آن مبتلا كرده، و معلوم است كه غفلت ريشه هر ضلالت و باطلى است
[١] و آنان كه كافر شدند سرگرم كام گيرى گشته و مىخورند آن طور كه چارپايان مىخورند، و آتش جايگاه ايشان است. سوره محمد آيه ١٢