ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢٤ - چند روايت صحيحه كه بر وجود عالم ذر دلالت مىكنند
مؤلف: و در اين معنا روايات ديگرى نيز هست، و گويا امر به در آتش شدن كنايه از داخل شدن در حظيره عبوديت و انقياد و طاعت است.
و نيز در همان كتاب به سند خود از عبد اللَّه بن محمد جعفى و عقبه نقل مىكند كه هر دو از ابى جعفر (ع) روايت كردهاند كه فرمود: خداى عز و جل خلق را آفريد، به اين نحو كه دوستان خود را از چيزى آفريد كه آن را دوست مىداشت و آن خاك بهشت بود، و دشمنانش را از چيزى آفريد كه دشمن مىداشت و آن خاك جهنم بود، آن گاه هر دو فريق را در ظلال مبعوث كرد، شخصى پرسيد ظلال چيست؟ فرمود: نمىبينى كه سايهات در آفتاب چيزيست و حال آنكه چيزى نيست، سپس انبياء را با ايشان مبعوث كرد، انبياء ايشان را به اقرار به خدا دعوت كردند، و اين همان كلام خدا است كه مىفرمايد:(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ) سپس ايشان را به اقرار دعوت كردند، بعضى اقرار كردند و بعضى ديگر انكار، آن گاه ايشان را به ولايت ما دعوت كردند و به خدا سوگند كسانى اقرار كردند كه خدا دوستشان مىداشت، و كسانى انكار كردند كه خدا دشمنشان مىداشت، و اين همان كلام خدا است كه مىفرمايد:(فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ)، آن گاه ابى جعفر (ع) فرمود: تكذيب بود (يعنى تكذيب سابقه دارد)[١].
مؤلف: اين روايت گر چه از روايات وارده در تفسير آيه ذر نيست، ولى از آنجا كه مشتمل بر داستان اخذ ميثاق است ما در اينجا ايرادش كرديم، و در اين روايت ذكرى از ظلال شده، و اين تعبير در لسان ائمه اهل بيت (ع) مكرر آمده، و مراد از آن بطورى كه از ظاهر اين روايت استفاده مىشود توصيف آن نشات است كه به وجهى عين نشات دنيا است و به وجهى غير آن است، و احكامى دارد كه به وجهى غير احكام دنيا است و به وجهى عين آن است، و بنا بر اين، روايت با بيان سابق ما كاملا منطبق است.
و در كافى[٢] و تفسير عياشى[٣] از ابى بصير روايت شده كه گفت: به حضرت صادق (ع) عرض كردم، مردم در عالم ذر چطور جواب دادند و حال آنكه ذراتى بودند؟ فرمود:
خداوند در همان ذرات چيزى قرار داده كه اگر از آنها سؤال شود بتوانند جواب بگويند. عياشى اضافه كرده كه مقصود جواب دادن در ميثاق است.
[١] كافى ج ٢ ص ١٠ ح ٣
[٢] كافى ج ٢ ص ١٢ ح ١
[٣] تفسير عياشى ج ٢ ص ٣٧ ح ١٠٤