ترجمه تفسیر المیزان
(١)
(7) سوره اعراف در مكه نازل شده و 206 آيه دارد
٣ ص
(٢)
سوره الأعراف(7) آيات 1 تا 9
٣ ص
(٣)
ترجمه آيات
٣ ص
(٤)
بيان آيات
٤ ص
(٥)
اشاره به عهدى كه خدا از آدميان گرفته، و ساير معارفى كه در سوره اعراف آورده شده است
٤ ص
(٦)
مكلف بودن مشركين به توحيد خداى تعالى و مسئول بودن آنان نسبت به ايمان و عمل صالح
٨ ص
(٧)
مراد از وزن و ميزان اعمال
٩ ص
(٨)
اشاره به اينكه ممكن است هر يك از اعمال، و احدى براى سنجش داشته باشد و بيان معناى جمله و الوزن يومئذ الحق
١١ ص
(٩)
اقوالى كه در مورد معناى جمله و الوزن يومئذ الحق گفته شده است
١٢ ص
(١٠)
موارد از موازين و معناى ثقل موازين در جمله فمن ثقلت موازينه
١٣ ص
(١١)
معناى وزن اعمال در روز قيامت، تطبيق اعمال است بر حق و براى هر كدام از اعمال انسان ميزانى است
١٤ ص
(١٢)
بحث روايتى(رواياتى در مورد مكى بودن سوره اعراف، وزن و ميزان اعمال و ثقل و خفت اعمال و )
١٥ ص
(١٣)
روايتى در بيان مراد از وزن اعمال كه مىگويد عمل صفت كارى است كه انجام مىشود و قابل توزين(اصطلاحى) نيست و خدا جاهل نيست و احتياج به توزين اشياء ندارد
١٧ ص
(١٤)
سوره الأعراف(7) آيات 10 تا 25
٢٠ ص
(١٥)
ترجمه آيات
٢١ ص
(١٦)
بيان آيات
٢٢ ص
(١٧)
معناى تمكين انسان در زمين در جمله و لقد مكناكم في الأرض
٢٢ ص
(١٨)
سجده ملائكه براى جميع بنى آدم و براى عالم بشريت بوده است
٢٣ ص
(١٩)
بيان اينكه خلقت آدم در حقيقت، خلقت جميع بشر بوده است و اشاره به اقوال ديگرى كه در توجيه نسبت دادن خلقت آدم به همگان گفته شده است
٢٤ ص
(٢٠)
ابليس با ملائكه بوده و فرقى با آنان نداشته و او و همه فرشتگان در مقامى قرار داشتند كه آن مقام مامور به سجده شده است
٢٦ ص
(٢١)
بيان اينكه مراد از امتثال و تمرد در امر ملائكه به سجود براى آدم و تمرد ابليس، امور تكوينى است
٢٧ ص
(٢٢)
باز گشت تمامى معاصى به تكبر است و ابليس با استدلال به برترى خود بر آدم و مستقل ديدن خود، نافرمانى كرد
٢٨ ص
(٢٣)
ملاك برترى در تكوينيات بستگى دارد به بيشتر بودن عنايت الهى و استدلال ابليس به برترى آتش غلط بوده است
٢٩ ص
(٢٤)
وجوب امتثال امر الهى از جهت اينست كه امر، امر او است و دائر مدار مصالح و جهات خير نيست
٣٠ ص
(٢٥)
توضيح در مورد اينكه امر ملائكه به سجده امرى تكوينى بوده است
٣١ ص
(٢٦)
كبريا خاص خداى سبحان است و تكبر از او پسنديده است و از غير او كه از خود جز فقر چيزى ندارند مذموم است
٣٣ ص
(٢٧)
مقصود از پيش رو، پشت سر، سمت راست و چپ، كه شيطان گفته است از اين چهار سو به سراغ بندگان خدا مىرود
٣٦ ص
(٢٨)
مراد از مخلصين و شاكرين كه شيطان نمىتواند ايشان را بفريبد و اشاره به طريقه گمراه كردن شيطان
٣٧ ص
(٢٩)
مراد از جمله إلا أن تكونا ملكين در خطاب به آدم و حوا
٣٩ ص
(٣٠)
گفتارى در باره شيطان و عمل او
٤١ ص
(٣١)
اشاره به اهمال و قصور مفسرين در بحث از شيطان و شناختن او
٤٢ ص
(٣٢)
چند مطلب كه بايد در بحث از مساله شيطان و حقائق دينى و تكوينى مربوط به آن بيان شود
٤٣ ص
(٣٣)
1 - وجود نفسى اشياء خير است
٤٣ ص
(٣٤)
2 - ارتباط اجزاى عالم خلقت به نحو تساوى و تماثل نيست بلكه حكمت و نظام عالم مقتضى وجود مراتب مختلف است
٤٤ ص
(٣٥)
اگر شيطانى نبود، نظام عالم انسانى هم نبود و صراط مستقيمى فرض نمىشد آيات مربوط به داستان سجده آدم تصويرى است از روابط بين نوع انسانى و نوع ملائكه و ابليس
٤٥ ص
(٣٦)
3 - بهشتى كه آدم قبل از هبوط در آن بوده بهشت جاودان نبوده بلكه بهشت برزخى بوده كه غرائز بشرى در آنجا ظاهر و هويدا مىشده
٤٦ ص
(٣٧)
قلمرو اغوا و اضلال شيطان، ادراك انسانى و ابزار كار او عواطف و احساسات بشرى است
٤٧ ص
(٣٨)
تصرفات ابليس در ادراك انسان تصرف طولى است نه عرضى و با استقلال انسان در كارهايش منافاتى ندارد
٤٨ ص
(٣٩)
ولايت شيطان بر آدميان در ظلم و گناه و ولايت ملائكه بر آدميان در اطاعت و عبادت
٤٩ ص
(٤٠)
بعضى از لشكريان ابليس از جنس بشرند
٥٠ ص
(٤١)
خلاصه بحث در باره شيطان و وسوسه اندازى او
٥١ ص
(٤٢)
بحث عقلى و قرآنى(مناظرهاى كه شارح اناجيل نقل كرده و در تورات ذكر شده كه بين ابليس و ملائكه واقع شده است)
٥٢ ص
(٤٣)
در آفريدن خلايق و مخصوصا كفارى كه نتيجه خلقتشان خلود در آتش است چه حكمتى است؟
٥٤ ص
(٤٤)
با اينكه تكليف بندگان براى خداى تعالى نفع و ضررى ندارد چرا خدا بندگان را مكلف ساخته است؟
٥٦ ص
(٤٥)
چرا خداوند انسان را بدون اينكه مكلف نمايد كامل نساخت و چرا او را كامل نيافريد؟
٥٨ ص
(٤٦)
تكليف ابليس و ملائكه به سجده بر آدم براى چه بود و لعن و عقاب ابليس بعد از نافرمانى چرا؟
٥٩ ص
(٤٧)
بيان و توضيح جمله لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون از نظر فلسفه و برهان و وحى
٦١ ص
(٤٨)
اشاره به ابحاث ممتد متكلمان اشاعره و معتزله در باره افعال خدا و توضيح مسئول نبودن خداوند و بيان يك حقيقت كه روشن كننده مطلب است
٦٢ ص
(٤٩)
تقسيم علوم و مدركات انسان به علوم كاشف از خارج و علوم اعتبارى و ذهنى
٦٢ ص
(٥٠)
تمام علوم و احكام، بر فعل خداى تعالى اعتماد دارد زيرا به عالم خارج كه عالم صنع و فعل خدا است باز مىگردند
٦٤ ص
(٥١)
عقل نظرى را حاكم بر خدا كردن(عقيده معتزله) خدا را محدود و معلول دانستن است، همانطور كه بى اعتبار دانستن عقل در تشخيص افعال خدا(عقيده اشاعره) به بى اعتبارى حكم عقل به وجود صانع منتهى مىشود
٦٥ ص
(٥٢)
جريان احكام عقل عملى در افعال خداى تعالى
٦٦ ص
(٥٣)
با اينكه عقل ما به كنه ذات و صفات خدا نمىتواند احاطه يابد، عقل نظرى در تشخيصهاى خود در باره معارف مربوط به خدا مصيب است
٦٧ ص
(٥٤)
افعال خداوند معلل به اغراض است عقل مىتواند در احكام تشريعى در پى جستجوى مصالح و مفاسد بر آيد
٦٨ ص
(٥٥)
آياتى كه جريان عقل نظرى و عقل عملى را در ناحيه پروردگار تاييد مىكند
٦٩ ص
(٥٦)
بحث روايتى(رواياتى در مورد شيطان و تمرد او از سجده بر آدم و وساوس و تصرفات او )
٧١ ص
(٥٧)
رد اينكه ملائكه و شياطين به تغيير ذات خود قدرت داشته باشند و به صور مختلفه در آيند
٧٥ ص
(٥٨)
دو دسته روايات مربوط به تصرفات ابليس و كيفيت تصرف او در شعور آدمى
٧٧ ص
(٥٩)
سوره الأعراف(7) آيات 26 تا 36
٨٢ ص
(٦٠)
ترجمه آيات
٨٣ ص
(٦١)
بيان آيات
٨٤ ص
(٦٢)
خطابات يا بني آدم تعميم خطابات به خود آدم است
٨٤ ص
(٦٣)
اشاره به اينكه جميع موجودات و آثار و اعمال طبيعى و اختيارى آنها منتهى به ذات پروردگارند
٨٥ ص
(٦٤)
مراد از لباس تقوى و بهتر بودن لباس تقوى از لباس ظاهر
٨٦ ص
(٦٥)
بيان ولايت شيطان بر غير مؤمنين و اشاره به اينكه بيرون آوردن لباس آدم و حوا در بهشت تمثيلى است از در آوردن لباس تقوى از اندام همه آدميان توسط شيطان
٨٧ ص
(٦٦)
آنچه در مورد مراد از فاحشه در إذا فعلوا فاحشة قالوا گفته شده است
٨٩ ص
(٦٧)
معناى قسط
٩٠ ص
(٦٨)
وجوهى كه در معناى جمله أقيموا وجوهكم عند كل مسجد گفته شده است
٩١ ص
(٦٩)
معناى جمله كما بدأكم تعودون
٩٢ ص
(٧٠)
وجوه ديگرى كه در معناى جمله فوق محتمل است
٩٣ ص
(٧١)
اگر انسان به جايى برسد كه باطل را حق بپندارد، اميدى به رستگارى و هدايت يافتن او نيست
٩٥ ص
(٧٢)
اختلاف مفسرين در بيان ارتباط جمله كما بدأكم تعودون با آيات قبل از آن
٩٧ ص
(٧٣)
معناى اخراج زينت و طيبات رزق(در ذيل آيه قل من حرم زينة الله )
٩٩ ص
(٧٤)
چرا خداوند به ضروريات زندگى از قبيل لباس پوشيدن و خود را آراستن امر نموده است؟
١٠٢ ص
(٧٥)
بيان آيات
١٠٤ ص
(٧٦)
معناى فواحش ، اثم و بغى و اشاره به اينكه امم و جوامع بشرى هم مانند افراد عمر و اجل معينى دارند
١٠٦ ص
(٧٧)
بحث روايتى رواياتى در مورد شان نزول آيه قد أنزلنا عليكم لباسا و خذوا زينتكم عند كل مسجد
١٠٧ ص
(٧٨)
چند روايت در باره لباس التقوى در آيه شريفه
١٠٩ ص
(٧٩)
روايتى كه مىگويد فاحشهاى كه مىگفتند خدا به آن امر كرده است، ادعاى لزوم اطاعت از زمامداران جائر است
١١٠ ص
(٨٠)
چند روايت در مورد دروغ بستن به خداى تعالى
١١١ ص
(٨١)
رواياتى در ذيل جمله و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد
١١١ ص
(٨٢)
رواياتى در ذيل جمله خذوا زينتكم و قل من حرم زينة الله پيرامون استفاده از نعمتهاى الهى
١١٣ ص
(٨٣)
روايتى در معناى اسراف و اقتار چند روايت در بيان مراد از فواحش ظاهر و باطن
١١٦ ص
(٨٤)
بحثى آزاد پيرامون چند روايت
١١٩ ص
(٨٥)
بررسى آيات و رواياتى كه ذاتى بودن سعادت و شقاوت را مىرسانند و بيان اينكه قضاى الهى در آغاز خلقت در باره سعادت و شقاوت انسانها مشروط به عمل اختيارى آنان است
١١٩ ص
(٨٦)
بررسى رواياتى كه به خلقت انسانها از طينتهاى مختلف دلالت دارند و بيان مراد آن روايات
١٢٣ ص
(٨٧)
سعادت و شقاوت آدمى، به نحو اقتضاء نه عليت، ارتباط مستقيمى با آب و گل(مواد اصلى) او دارد
١٢٤ ص
(٨٨)
وجه دقيقترى در بيان روايات گذشته
١٢٦ ص
(٨٩)
بررسى رواياتى كه مىگويند خلقت انسان منتهى به آب گوار و آب تلخ و شور است
١٢٧ ص
(٩٠)
بررسى رواياتى كه به انتقال حسنات اشقياء به نامه اعمال سعداء و انتقال سيئات سعداء به نامه عمل اشقياء دلالت دارند
١٣١ ص
(٩١)
توضيح اينكه جميع حسنات از هر كس سر بزند، در حقيقت عمل كسانى است كه محسن و سعيدند و جميع سيئات نيز از هر كس صادر شود عمل كسانى است كه ذاتا بد كار و شقى هستند
١٣٢ ص
(٩٢)
وجه استشهاد در روايت به آيه لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون براى اينكه نقل حسنات سعداء به اشقيا و به عكس، ظلم و خلاف عدل نيست
١٣٤ ص
(٩٣)
اختصاص حسنات به ذوات طيبه و اختصاص سيئات به ذوات خبيثه از جهت روابط تكوينى و خارجى است و معناى آن استغناء از خداى سبحان در ابراز اثر نيست
١٣٦ ص
(٩٤)
سوره الأعراف(7) آيات 37 تا 53
١٣٧ ص
(٩٥)
ترجمه آيات
١٣٨ ص
(٩٦)
بيان آيات
١٤٠ ص
(٩٧)
مراد از افتراء بر خدا به كذب در آيه فمن أظلم ممن افترى شرك ورزيدن به خدا و انكار توحيد است
١٤٠ ص
(٩٨)
مشاجره و گفتگوى دوزخيان با يكديگر
١٤٢ ص
(٩٩)
جمله لا نكلف نفسا إلا وسعها مفيد رفع نگرانى از عدم قدرت بر انجام دادن جميع اعمال صالح است
١٤٤ ص
(١٠٠)
معناى غل و اشاره به اينكه غل از بزرگترين ناملايمات است
١٤٥ ص
(١٠١)
توضيحى در مورد تعبير به اينكه مؤمنين بهشت را به ارث مىبرند
١٤٦ ص
(١٠٢)
وجه اختلاف تعبير در وعدنا ربنا و وعد ربكم در آيه شريفه
١٤٨ ص
(١٠٣)
اشاره به نفوذ حكم و امر انسان در قيامت
١٥١ ص
(١٠٤)
معناى اعراف و مراد از آن در آيه شريفه
١٥٢ ص
(١٠٥)
رجال اعراف از طايفه جن يا ملك نيستند
١٥٣ ص
(١٠٦)
مراد از رجال اعراف، مستضعفين نيستند
١٥٤ ص
(١٠٧)
اصحاب اعراف از جنس بشر هستند و خصوصياتى كه براى آنان ذكر شده با جمله و الأمر يومئذ لله منافات ندارد
١٥٦ ص
(١٠٨)
اشاره به اقوال متعددى كه در باره معناى اعراف و مراد از اصحاب اعراف گفته شده است
١٥٧ ص
(١٠٩)
روايتى كه آلوسى در باره مراد از رجال اعراف نقل كرده و صاحب المنار آن را بى اعتبار دانسته است
١٥٨ ص
(١١٠)
سخن ما با صاحب المنار كه با مقايسه مسائل قيامت با نظام جارى در دنيا روايت مذكور را مردود دانسته است
١٥٩ ص
(١١١)
اعراف در قرآن به چه معنا است؟
١٦٤ ص
(١١٢)
دلالت جمله الذين اتخذوا دينهم لهوا و لعبا بر اينكه انسان ناچار از تدين به دين است
١٦٦ ص
(١١٣)
بحث روايتى(در ذيل آيات شريفه گذشته است)
١٦٨ ص
(١١٤)
روايتى از پيغمبر اكرم
١٦٩ ص
(١١٥)
رواياتى در اين باره كه مراد از مؤذن در فأذن مؤذن بينهم على
١٧٣ ص
(١١٦)
مؤذن بودن على
١٧٥ ص
(١١٧)
رواياتى در باره اصحاب اعراف
١٧٦ ص
(١١٨)
اشكال وارد بر رواياتى كه اصحاب اعراف را به كسانى كه داراى حسنات و سيئات مساوى هستند تفسير مىكنند
١٧٨ ص
(١١٩)
چند روايت در مورد اينكه ائمه اهل بيت
١٨٠ ص
(١٢٠)
سوره الأعراف(7) آيات 54 تا 58
١٨٣ ص
(١٢١)
ترجمه آيات
١٨٣ ص
(١٢٢)
بيان آيات
١٨٤ ص
(١٢٣)
معناى عرش و مراد از عرش خدا و تشبيه و تنظير عرش خدا به كرسىهاى حكومتى
١٨٥ ص
(١٢٤)
مرحله و مقامى كه در عالم كون زمام جميع حوادث و اسباب آنها و ترتيب سلسله علل بدانجا منتهى مىشود عرش ناميده مىشود
١٨٧ ص
(١٢٥)
معنى و مراد از خلق و امر در له الخلق و الأمر
١٨٨ ص
(١٢٦)
فرق بين خلق و امر
١٨٩ ص
(١٢٧)
گفتارى پيرامون معناى عرش
١٩١ ص
(١٢٨)
اقول مختلف در باره معناى عرش
١٩٢ ص
(١٢٩)
اگر چه تعبير استواء رحمن بر عرش تمثيل است ولى مبين حقيقتى نيز مىباشد كه عبارت است از مقامى كه زمام جميع امور منتهى بدان است
١٩٤ ص
(١٣٠)
عموميت تدبير و اراده خداوند و نفى هر مدبر ديگرى
١٩٧ ص
(١٣١)
بيان آيات دو وجه در معناى ادعوا ربكم تضرعا و خفية
١٩٨ ص
(١٣٢)
بحث روايتى
٢٠٠ ص
(١٣٣)
روش تفسيرى صحابه و تابعين، سكوت در مورد معارف قرآنى از قبيل مساله عرش و كرسى بوده است و فقط مولى على و ديگر ائمه معصومين
٢٠١ ص
(١٣٤)
جواب امام على
٢٠١ ص
(١٣٥)
روايتى ديگر از امام صادق
٢٠٥ ص
(١٣٦)
دو روايت در جواب سؤال در باره فاصله زمين و عرش
٢١٠ ص
(١٣٧)
چند روايت در مورد حاملين عرش
٢١٤ ص
(١٣٨)
سوره الأعراف(7) آيات 59 تا 64
٢١٧ ص
(١٣٩)
ترجمه آيات
٢١٧ ص
(١٤٠)
بيان آيات
٢١٨ ص
(١٤١)
بيان آيات مربوط به گفتگوى نوح
٢١٨ ص
(١٤٢)
سوره الأعراف(7) آيات 65 تا 72
٢٢١ ص
(١٤٣)
ترجمه آيات
٢٢١ ص
(١٤٤)
بيان آيات
٢٢٢ ص
(١٤٥)
بيان آيات مربوط به محاجه هود
٢٢٢ ص
(١٤٦)
جواب مؤدبانه هود(ع) به قومش كه او را سفيه خوانده بودند و اشاره به اينكه قوم هود داراى تمدن بودهاند
٢٢٣ ص
(١٤٧)
احتجاج هود
٢٢٥ ص
(١٤٨)
سوره الأعراف(7) آيات 73 تا 79
٢٢٧ ص
(١٤٩)
ترجمه آيات
٢٢٧ ص
(١٥٠)
بيان آيات
٢٢٨ ص
(١٥١)
بيان آيات مربوط به رسالت صالح
٢٢٨ ص
(١٥٢)
فقط مستضعفين از قوم صالح(ع) به وى ايمان آورده بودند
٢٢٩ ص
(١٥٣)
سوره الأعراف(7) آيات 80 تا 84
٢٣١ ص
(١٥٤)
ترجمه آيات
٢٣١ ص
(١٥٥)
بيان آيات
٢٣١ ص
(١٥٦)
مربوط به رسالت لوط
٢٣١ ص
(١٥٧)
سوره الأعراف(7) آيات 85 تا 93
٢٣٤ ص
(١٥٨)
ترجمه آيات
٢٣٥ ص
(١٥٩)
بيان آيات
٢٣٥ ص
(١٦٠)
بيان آيات شريفه مربوط به رسالت شعيب
٢٣٥ ص
(١٦١)
تعاليم شعيب(ع) به قوم خود
٢٣٦ ص
(١٦٢)
اشاره به اينكه ازدياد نسل از نعمتهاى الهى و از پايههاى تكامل بشر است
٢٣٨ ص
(١٦٣)
امر به شكيبايى در برابر كفر كافران، تعليم ديگر شعيب
٢٣٩ ص
(١٦٤)
اشتباه يك مفسر كه جمله إن عدنا في ملتكم را دليل بر مشرك بودن شعيب(ع) قبل از نبوتش گرفته است
٢٤٠ ص
(١٦٥)
سوره الأعراف(7) آيات 94 تا 102
٢٤٥ ص
(١٦٦)
ترجمه آيات
٢٤٥ ص
(١٦٧)
بيان آيات
٢٤٦ ص
(١٦٨)
سنن الهى در مورد امتهايى كه به سويشان پيامبر مىفرستاد
٢٤٦ ص
(١٦٩)
آثار خارجى گناهان و بيان اينكه ايمان و تقوى معيار و مدار نزول نعمت، و بى ايمانى و گناه منشا نقمت براى آدميان است
٢٤٧ ص
(١٧٠)
جواب به كسانى كه اعتقاد به تاثير بد كارىها در پيدايش بلايا و مصائب را معلول جهل و عقب افتادگى علمى پنداشتهاند و بيان اينكه انسان نمىتواند بر نظام كون و نواميس طبيعت مسلط شود
٢٤٩ ص
(١٧١)
سنت ابتلاء به سختىها(باساء و ضراء) و سنت عطاء نعمت، دو سنت الهى براى آزمايش امتها است
٢٥٢ ص
(١٧٢)
مكر خدا به عنوان مجازات صحيح و مكر ابتدايى از خداوند ممتنع است
٢٥٥ ص
(١٧٣)
چند وجه از وجوهى كه در معناى آيه أ و لم يهد للذين يرثون الأرض گفته شده است
٢٥٦ ص
(١٧٤)
تفسير و شرح آيه شريفه تلك القرى نقص عليك
٢٥٧ ص
(١٧٥)
اقوال متعدد ديگرى كه در تفسير آيه فوق گفته شده است
٢٦٠ ص
(١٧٦)
بحث روايتى(روايتى در ذيل جمله و ما وجدنا لأكثرهم من عهد)
٢٦٤ ص
(١٧٧)
سوره الأعراف(7) آيات 103 تا 126
٢٦٥ ص
(١٧٨)
ترجمه آيات
٢٦٦ ص
(١٧٩)
بيان آيات
٢٦٧ ص
(١٨٠)
بيان آيات مربوط به بعثت موسى
٢٦٧ ص
(١٨١)
كلمه فرعون لقب پادشاهان مصر بوده
٢٦٩ ص
(١٨٢)
گفتگوى موسى
٢٧٠ ص
(١٨٣)
تبديل عصاى موسى(ع) به اژدها و بيضاء گشتن دست آن حضرت
٢٧١ ص
(١٨٤)
احضار ساحران، عكس العمل فرعون و فرعونيان در برابر موسى
٢٧٢ ص
(١٨٥)
معارضه ساحران با موسى(ع) و تسليم شدنشان در برابر آن حضرت
٢٧٤ ص
(١٨٦)
فرعون بعد از ايمان آوردن ساحران آنان را به توطئه و تبانى قبلى با موسى(ع) متهم و آنان را تهديد مىكند
٢٧٦ ص
(١٨٧)
پاسخ سحره به تهديدات فرعون إنا إلى ربنا منقلبون
٢٧٧ ص
(١٨٨)
بحث روايتى(روايات عجيبه در مورد داستان موسى و فرعون و بيان ضعف آنها)
٢٧٨ ص
(١٨٩)
سوره الأعراف(7) آيات 127 تا 137
٢٨٢ ص
(١٩٠)
ترجمه آيات
٢٨٣ ص
(١٩١)
بيان آيات
٢٨٣ ص
(١٩٢)
فرعون، هم مدعى خدايى بوده و هم خدايانى را مىپرستيده است
٢٨٤ ص
(١٩٣)
سخن فخر رازى در باره معتقدات فرعون و اشكالى كه بر آن وارد است
٢٨٦ ص
(١٩٤)
تحريك و تشويق موسى(ع) بنى اسرائيل را به قيام عليه فرعون و استعانت از خدا و صبر در برابر شدائد مبارزه
٢٨٧ ص
(١٩٥)
شكوه بنى اسرائيل نزد موسى(ع) و جواب موسى(ع) به ايشان
٢٨٨ ص
(١٩٦)
مبتلا نمودن خداوند فرعونيان را به قحطى و تفال بد آنان در باره موسى
٢٨٩ ص
(١٩٧)
نزول عذابهاى متعدد بر قوم فرعون، به تفصيل و در زمانهاى مناسب
٢٩١ ص
(١٩٨)
عهد شكنى قوم فرعون بعد از بر داشته شدن عذاب از آنان
٢٩٢ ص
(١٩٩)
بحث روايتى(در باره مبتلا گشتن فرعونيان به عذابهاى متعدد و عهد شكنى ايشان)
٢٩٣ ص
(٢٠٠)
سوره الأعراف(7) آيات 138 تا 154
٢٩٧ ص
(٢٠١)
ترجمه آيات
٢٩٨ ص
(٢٠٢)
بيان آيات
٢٩٩ ص
(٢٠٣)
اشاره به اينكه بنى اسرائيل مردمى مادى و حسگرا و تحت تاثير مرام بت پرستى قبطيان بودهاند
٣٠٠ ص
(٢٠٤)
برهانى كوتاه و لطيف در بيان مصنوع نبودن خداى تعالى
٣٠١ ص
(٢٠٥)
مواعده خداوند با موسى(ع)
٣٠٢ ص
(٢٠٦)
مراد از خطاب موسى(ع) به هارون و أصلح و لا تتبع سبيل المفسدين
٣٠٤ ص
(٢٠٧)
مراد از رؤيت در درخواست موسى(ع) رب أرني أنظر إليك و در آيات مشابه ديگر، علم ضرورى است
٣٠٦ ص
(٢٠٨)
حقيقت علم ضرورى كه از آن به رؤيت تعبير مىشود
٣٠٧ ص
(٢٠٩)
در مواردى كه تعبير رؤيت خدا آمده است خصوصياتى ذكر شده كه مراد از رؤيت را مىرساند
٣٠٨ ص
(٢١٠)
علم ضرورى مخصوص به خداى تعالى، حقيقتى است كه قرآن پرده از آن برداشته است
٣١٠ ص
(٢١١)
نفى رؤيت خدا لن ترانى مربوط به دنيا است و معناى نفى رؤيت نفى طاقت و قدرت بر آن است
٣١١ ص
(٢١٢)
مراد از تكلم خدا با موسى(ع) و چگونگى آن
٣١٣ ص
(٢١٣)
مقصود از جمله سأريكم دار الفاسقين در آيه شريفه و وجوهى كه در معناى آن گفته شده است
٣١٦ ص
(٢١٤)
وجه تقييد تكبر و امثال آن به بغير الحق
٣١٧ ص
(٢١٥)
حبط عمل و بى اجر بودن آن، خود يك نحو كيفر است و عقاب بر معصيت مشروط به عمل منافى اطاعت نيست
٣١٧ ص
(٢١٦)
اشاره به ماجراى گوساله پرستيدن بنى اسرائيل
٣١٨ ص
(٢١٧)
معناى جمله و لما سقط في أيديهم در آيه شريفه
٣٢٠ ص
(٢١٨)
معناى جمله أ عجلتم أمر ربكم
٣٢١ ص
(٢١٩)
رفتار تند موسى(ع) با هارون(ع) بعد از باز گشتن به سوى بنى اسرائيل و مواجه شدن با گوساله پرستى آنان
٣٢٢ ص
(٢٢٠)
توضيح در مورد رفتار موسى(ع) با برادر و وجوهى كه در اين باره گفته شده و اشاره به اينكه اشتباه در امورى كه به حكم الهى مربوط نيست از امور زندگى، با عصمت منافات ندارد
٣٢٣ ص
(٢٢١)
چرا با اينكه موسى(ع) قبل از باز گشت از ميقات از گوساله پرستى بنى اسرائيل خبر داشته غضبناك نشد؟
٣٢٤ ص
(٢٢٢)
بحث روايتى
٣٢٦ ص
(٢٢٣)
دو روايت در مورد تقاضاى موسى(ع) رؤيت خداوند را
٣٢٨ ص
(٢٢٤)
گفتگوها و مشاجرات علماء و اهل بحث اشاعره و معتزله در باره در خواست رؤيت توسط موسى(ع)
٣٣٠ ص
(٢٢٥)
بيان ضعف روايتى كه مىگويد موسى(ع) از زبان قومش تقاضاى رؤيت كرد
٣٣٢ ص
(٢٢٦)
تجلى خداى تعالى فى حد نفسه امر ممكنى است ولى كسى و چيزى تاب تحمل آن را ندارد
٣٣٣ ص
(٢٢٧)
رواياتى ديگر در مورد تقاضاى رؤيت، تجلى براى جبل، ضعقه موسى، دك جبل و
٣٣٤ ص
(٢٢٨)
بحث روايتى ديگر(پارهاى از روايات از ائمه
٣٣٩ ص
(٢٢٩)
اصطلاح ظل و ظلال در لسان اهل بيت
٣٤٠ ص
(٢٣٠)
همانطور كه مقصود از رؤيت، ديدن به چشم نيست، مقصود ايمان قلبى از راه استدلال هم نيست
٣٤١ ص
(٢٣١)
چند روايت در باره حجاب بين خدا و خلق
٣٤١ ص
(٢٣٢)
روايتى از امام صادق(ع) در باره معرفت به خدا
٣٤٣ ص
(٢٣٣)
توضيح اينكه خداوند به ذات خود شناخته مىشود و انحصار معرفت به خدا در فكر و استدلال، خود جهل به خدا و شرك خفى به او است
٣٤٤ ص
(٢٣٤)
در علم به هر چيزى نخست علم به آفريدگار آن حاصل مىشود و محال است كه خداى تعالى شناخته نشود
٣٤٥ ص
(٢٣٥)
توضيح فقرات ديگرى از روايت كه معرفت با واسطه به خدا را شرك دانسته است
٣٤٥ ص
(٢٣٦)
سوره الأعراف(7) آيات 155 تا 160
٣٤٨ ص
(٢٣٧)
ترجمه آيات
٣٤٩ ص
(٢٣٨)
بيان آيات
٣٤٩ ص
(٢٣٩)
انتخاب هفتاد نفر از بنى اسرائيل و حضور آنان در ميقات و نزول رجفه، جزئى از داستان ميقات و نزول تورات است
٣٥٠ ص
(٢٤٠)
سخن صاحب المنار مبنى بر اينكه داستان هفتاد نفر غير داستان ميقات موسى(ع) است
٣٥٢ ص
(٢٤١)
اشكال بر كلام صاحب المنار و اشاره به روش قرآن در نقل داستانها و اشاره به اينكه عذاب در برابر خود عمل نيست، بلكه در مقابل لازمه عمل و قول است
٣٥٣ ص
(٢٤٢)
بيان اينكه رحمت خدا عام و عذاب او خاص است
٣٥٦ ص
(٢٤٣)
اشاره به دو قسم رحمت براى خداى تعالى رحمت عام و رحمت خاص
٣٥٧ ص
(٢٤٤)
آيه فسأكتبها للذين يتقون استجابت و تقييد دعاى موسى(ع) را مىرساند
٣٥٨ ص
(٢٤٥)
معناى اصر در و يضع عنهم إصرهم
٣٦١ ص
(٢٤٦)
امر به معروف، نهى از منكر، تحليل حلائل، تحريم خبائث، و بر داشتن تكاليف شاقه، از مختصات اسلام است
٣٦٤ ص
(٢٤٧)
كامل و جامع بودن اسلام، خود دليلى است مستقل بر حقانيت آن
٣٦٥ ص
(٢٤٨)
وجوهى كه در معناى جمله انزل معه و علت تعديه كلمه انزل با مع گفته شده است
٣٦٧ ص
(٢٤٩)
عموميت و شمول رسالت پيغمبر اكرم اسلام
٣٦٨ ص
(٢٥٠)
مراد از هدايت و امت در و من قوم موسى أمة يهدون بالحق
٣٧٠ ص
(٢٥١)
معناى اسباط و اشاره به آيات و معجزاتى كه از موسى(ع) در سوره اعراف آمده است
٣٧١ ص
(٢٥٢)
بحث روايتى روايتى در باره علت اينكه انتخاب امام به مردم واگذار نشده است
٣٧٢ ص
(٢٥٣)
چند روايت در مورد داستان هفتاد نفر بر گزيدگان موسى(ع) براى حضور در ميقات
٣٧٣ ص
(٢٥٤)
بيان ضعف آن روايات
٣٧٤ ص
(٢٥٥)
رواياتى در باره رحمت واسعه خداى تعالى
٣٧٦ ص
(٢٥٦)
اهميت و ارزش بيشتر ايمان كسانى كه پيامبر
٣٧٧ ص
(٢٥٧)
منشعب شدن بنى اسرائيل به هفتاد و چند فرقه و ناجيه بودن يكى از آن فرق
٣٧٨ ص
(٢٥٨)
اشاره به روايات و داستانهاى خرافى و مجعولى كه در باره فرقه ناجيه يهود ساخته و پرداخته شده است
٣٧٩ ص
(٢٥٩)
سوره الأعراف(7) آيات 161 تا 171
٣٨١ ص
(٢٦٠)
ترجمه آيات
٣٨٢ ص
(٢٦١)
بيان آيات
٣٨٣ ص
(٢٦٢)
بيان آيات شريفه، كه قسمت ديگرى از داستانهاى بنى اسرائيل و نافرمانىهايشان را نقل مىكند
٣٨٣ ص
(٢٦٣)
جواب دستهاى از امت موسى(ع) كه نهى از منكر مىكردند به دسته ديگرى كه سكوت پيشه كرده بودند
٣٨٤ ص
(٢٦٤)
سكوت در برابر فسق و فساد و عدم قطع رابطه با ستمگران، شركت در فسق و ظلم و موجب اشتراك با ظالمين در عذاب مىباشد
٣٨٥ ص
(٢٦٥)
معناى إن ربك لسريع العقاب
٣٨٦ ص
(٢٦٦)
اميدوارى به خدا، بدون اضطراب و بيم از گناه و گفتن اينكه خدا ما را مىآمرزد(سيغفر لنا) اميد صادق نيست
٣٨٧ ص
(٢٦٧)
توضيحى در باره رابطه دين و فطرت بشر و اصلاح شؤون زندگى بشر
٣٩٠ ص
(٢٦٨)
دين، بشر را جز به اصلاح اعمال و شؤونش دعوت نمىكند
٣٩١ ص
(٢٦٩)
بحث روايتى
٣٩٢ ص
(٢٧٠)
روايتى در باره نافرمانى قومى از اهل ايله در مورد تحريم صيد ماهى در روز شنبه و مسخ شدنشان به صورت ميمون
٣٩٢ ص
(٢٧١)
فقط فرقهاى كه نهى از منكر كردند از عذاب نجات يافتند و مرتكبين صيد و ساكتين در برابر آنها عذاب شدند
٣٩٤ ص
(٢٧٢)
چند روايت در مورد قرار گرفتن كوه بر بالاى سر بنى اسرائيل و پذيرفتن آنان تورات را پس از آن
٣٩٧ ص
(٢٧٣)
سوره الأعراف(7) آيات 172 تا 174
٣٩٩ ص
(٢٧٤)
ترجمه آيات
٣٩٩ ص
(٢٧٥)
بيان آيات
٣٩٩ ص
(٢٧٦)
معناى اخذ ذريه بنى آدم از ظهور آنان و گواه گرفتن(اشهاد) آنان بر خودشان
٤٠٠ ص
(٢٧٧)
اعتراف بنى نوع بشر به ربوبيت خداى سبحان در عالم ذر ناشى از فقر ذاتى انسان به خدا است
٤٠٠ ص
(٢٧٨)
چند وجه در مورد سؤال و جواب در أ لست بربكم قالوا بلى
٤٠٢ ص
(٢٧٩)
اتمام صحبت خداى تعالى بر بندگان با گواه گرفتن آحاد افراد بشر بر خودشان
٤٠٣ ص
(٢٨٠)
جواب به اين احتمال كه پدران اصلا اشهاد نشده و تنها ذريه يا بعض ذريه اشهاد شده باشند
٤٠٤ ص
(٢٨١)
كلام عدهاى از مفسرين كه قضيه اشهاد را مربوط به دنيا دانستهاند و وجوهى كه در رد عالم ذر آوردهاند
٤٠٥ ص
(٢٨٢)
پاسخ به يكا يك اشكالهاى منكرين عالم ذر
٤٠٨ ص
(٢٨٣)
شرح و بيان مثبتين عالم ذر در مورد آن عالم و اشهاد بنى آدم بر خودشان
٤١٠ ص
(٢٨٤)
اشكالاتى كه بر آنچه مثبتين عالم ذر از آيه و روايات مربوط به عالم ذر فهميدهاند وارد است
٤١١ ص
(٢٨٥)
سخن منكرين عالم ذر و بيان عدم سازگارى آن با سياق آيه شريفه
٤١٤ ص
(٢٨٦)
عالم ذر، نشاه انسانى متقدم بر نشاه دنيوى است، نه به تقدم زمانى
٤١٥ ص
(٢٨٧)
بحث روايتى(رواياتى در تفسير آيه ذر، اخراج بنى آدم، اخذ ميثاق از آنان و اشهاد آنان)
٤٢١ ص
(٢٨٨)
چند روايت صحيحه كه بر وجود عالم ذر دلالت مىكنند
٤٢٣ ص
(٢٨٩)
تواتر معنوى حديث ذر و اشاره به بعض طرق نقل آن در عامه و خاصه
٤٢٨ ص
(٢٩٠)
سوره الأعراف(7) آيات 175 تا 179
٤٣٢ ص
(٢٩١)
ترجمه آيات
٤٣٢ ص
(٢٩٢)
بيان آيات
٤٣٣ ص
(٢٩٣)
بيان آيات مربوط به بلعم باعوراء و اشاره به اينكه تا مشيت خدا كمك نكند، اسباب و وسائل معمولى براى تحصيل سعادت بسنده نيست
٤٣٣ ص
(٢٩٤)
مشيت الهى بر هدايت نكردن مردم ظالم و دلبستگان به زندگى خاكى قرار گرفته است
٤٣٤ ص
(٢٩٥)
بدون مشيت الهى بر هدايت يا ضلالت كسى، هدايت و ضلالت صورى است و حقيقى نيست
٤٣٦ ص
(٢٩٦)
توضيح عدم منافات بين آياتى كه دلالت دارند بر اينكه نتيجه خلقت، رحمت است با آيه لقد ذرأنا لجهنم كثيرا من الجن و الإنس و آيات مشابه آن
٤٣٧ ص
(٢٩٧)
توضيحى در باره گمراهتر بودن دستهاى از مردم، از چهار پايان أولئك كالأنعام بل هم أضل
٤٣٨ ص
(٢٩٨)
بحث روايتى(رواياتى در مورد آيات مربوط به بلعم باعورا)
٤٤٠ ص
(٢٩٩)
داستانى كه در روح المعانى در باره شان نزول آيات شريفه و اتل عليهم نبأ الذي نقل كرده است
٤٤١ ص
(٣٠٠)
سوره الأعراف(7) آيات 180 تا 186
٤٤٥ ص
(٣٠١)
ترجمه آيات
٤٤٥ ص
(٣٠٢)
بيان آيات
٤٤٦ ص
(٣٠٣)
اختلاف و انشعاب مردم به دو صنف در باره اسماء و صفات خداى سبحان
٤٤٦ ص
(٣٠٤)
مراد از اسماء حسنى
٤٤٧ ص
(٣٠٥)
حقيقت بهترين اسمها فقط و فقط از خداى سبحان است
٤٤٩ ص
(٣٠٦)
معناى جمله فادعوه بها اين است كه خدا را با اعتقاد به اتصاف او به صفات حسنه و معانى جميله عبادت كنيد
٤٥٠ ص
(٣٠٧)
معناى استدراج در عذاب و الذين كفروا بآياتنا سنستدرجهم من حيث لا يعلمون
٤٥٢ ص
(٣٠٨)
معناى املاء در و أملي لهم و فرق آن با استدراج
٤٥٤ ص
(٣٠٩)
اشاره به معناى ملكوت در عرف قرآن مجيد
٤٥٥ ص
(٣١٠)
گفتارى پيرامون اسماء حسنى، در چند فصل
٤٥٦ ص
(٣١١)
1 - معناى اسماء حسنى چيست؟ و چگونه مىتوان بدان راه يافت؟
٤٥٦ ص
(٣١٢)
درك وجود خداى تعالى و فقر همه چيز به او، نخستين درك و حكم ما است
٤٥٧ ص
(٣١٣)
2 - حد اسماء و اوصاف خداى تعالى چيست؟
٤٥٨ ص
(٣١٤)
محدود نبودن خداوند و اينكه صفات او عين ذات او است
٤٥٩ ص
(٣١٥)
3 - انقسامهايى كه براى صفات خداى تعالى هست
٤٦٠ ص
(٣١٦)
4 - اسماء و صفات چه نسبتى به ما دارند؟ و چه نسبتى در ميان خود؟
٤٦١ ص
(٣١٧)
5 - معناى اسم اعظم چيست؟
٤٦٣ ص
(٣١٨)
توجيه و تفسير رواياتى كه دلالت مىكنند بر اينكه اسم اعظم خدا اسم لفظى است
٤٦٤ ص
(٣١٩)
6 - شماره اسماء حسنى
٤٦٦ ص
(٣٢٠)
7 - آيا اسماء خدا توقيفى است؟
٤٦٧ ص
(٣٢١)
بحث روايتى رواياتى كه مىگويند براى خدا نود و نه اسم است
٤٦٨ ص
(٣٢٢)
آنچه در مورد اين روايات بايد گفت
٤٧٢ ص
(٣٢٣)
شرح و تفسير روايتى از امام صادق
٤٧٢ ص
(٣٢٤)
روايات ديگرى در باره اسم اعظم و اسماء حسناى خداوند
٤٧٦ ص
(٣٢٥)
چند روايت در مورد اينكه در و ممن خلقنا أمة يهدون بالحق و به يعدلون امت چه كسانى هستند؟
٤٧٨ ص
(٣٢٦)
چند روايت در باره سنت استدراج و املاء
٤٧٩ ص
(٣٢٧)
سوره الأعراف(7) آيات 187 تا 188
٤٨١ ص
(٣٢٨)
ترجمه آيات
٤٨١ ص
(٣٢٩)
بيان آيات
٤٨١ ص
(٣٣٠)
توضيحى در مورد اينكه قيامت را جز خدا كسى هويدا نمىكند و در مورد سنگين بودن قيامت در آسمانها و زمين
٤٨٢ ص
(٣٣١)
سبب حقيقى اختصاص علم غيب به خداى تعالى
٤٨٤ ص
(٣٣٢)
بحث روايتى
٤٨٥ ص
(٣٣٣)
سوره الأعراف(7) آيات 189 تا 198
٤٨٦ ص
(٣٣٤)
ترجمه آيات
٤٨٦ ص
(٣٣٥)
بيان آيات
٤٨٧ ص
(٣٣٦)
شرح آيات مربوط به خلقت انسان از نفس واحدة و نقض عهد والدين بعد از فرزند دار شدن
٤٨٧ ص
(٣٣٧)
داستان شريك قائل شدن براى خدا بعد از فرزند دار شدن، مربوط به آدم و حوا نيست بلكه شرح حال نوع بشر است
٤٨٨ ص
(٣٣٨)
بررسى اين احتمال كه آيات مذكوره در باره آدم و حوا باشد و اشكال وارد بر آن
٤٩٠ ص
(٣٣٩)
بحث روايتى
٤٩٣ ص
(٣٤٠)
سوره الأعراف(7) آيات 199 تا 206
٤٩٥ ص
(٣٤١)
ترجمه آيات
٤٩٥ ص
(٣٤٢)
بيان آيات
٤٩٦ ص
(٣٤٣)
معناى عفو در خذ العفو و أمر بالعرف
٤٩٦ ص
(٣٤٤)
معناى عرف و معروف و نزغ شيطان
٤٩٧ ص
(٣٤٥)
پناه بردن به خدا از شر شيطان
٤٩٨ ص
(٣٤٦)
امر به ذكر خداى تعالى با تضرع و خيفه و در صبح و شام
٤٩٩ ص
(٣٤٧)
قرب به خدا فقط به وسيله ياد و ذكر او حاصل مىشود
٥٠١ ص
(٣٤٨)
بحث روايتى(رواياتى در باره عفو و گذشت، ذكر خدا، استماع به تلاوت قرآن و )
٥٠٢ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦٤ - بحث روايتى(روايتى در ذيل جمله و ما وجدنا لأكثرهم من عهد)

(وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ ...) در مجمع البيان فرموده: مقصود از عهد وفاى به آن است، هم چنان كه گفته مى‌شود:

فلانى عهد ندارد و مقصود اين است كه به عهد خود وفا نمى‌كند[١]. و اما اينكه اين چه عهدى بوده؟ ممكن است مراد عهدى باشد كه خداى تعالى بوسيله آياتش با آنان منعقد كرده، و يا عهدى باشد كه ايشان با خدا بسته‌اند كه او را بپرستند و در عبادتشان چيزى را شريك او نگيرند، چه برهان احتياج ممكن به واجب خود از بديهيات عقل آنان است، اين معناى عهد، و معناى آيه از آنچه گذشت بدست مى‌آيد.

بحث روايتى [ (روايتى در ذيل جمله:( وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ))]

مرحوم كلينى در كتاب كافى به سند خود از حسين بن حكم نقل كرده كه گفت عريضه‌اى به عبد صالح (حضرت موسى بن جعفر ع) نوشته و در آن نامه به عرضشان رسانيدم كه من در باره گفتار ابراهيم (ع) كه عرض كرد:(رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى‌) در شك هستم و خيلى علاقمندم به اينكه شما در اين باره توضيحى جهت من مرقوم داريد. حضرت در جواب نوشته بودند: ابراهيم به خداوند و مساله بعثت ايمان داشت، ولى دوست مى‌داشت ايمان خود را بيشتر كند، و در مرد شاكى مانند تو خيرى نيست سپس اضافه فرموده بودند كه شك وقتى است كه انسان يقين نداشته باشد، وقتى يقين آمد شك از بين مى‌رود، آن گاه نوشته بودند: خداى عز و جل مى‌فرمايد:(وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ) و اين آيه در باره اشخاص شاك نازل شده است‌[٢].

مؤلف: انطباق اين آيه با بيان سابق ما روشن است، مخصوصا دنباله‌اى كه اين حديث به روايت عياشى از حسين بن حكم واسطى دارد، و آن اين است كه فرمود: اين آيه در باره اهل شك نازل شده‌[٣].


[١] مجمع البيان ج ٤ ص ٤٥٥ ط تهران.

[٢] الكافى ج ٢ ص ٣٩٩ ح ١

[٣] تفسير عياشى ج ٢ ص ٢٣ ح ٦٠