ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨٠ - چند روايت در مورد اينكه ائمه اهل بيت
در متن آنها است. و همچنين روايت قمى از امام صادق كه اگر به دقت مطالعه شود صدق ادعاى ما معلوم مىگردد.
[چند روايت در مورد اينكه ائمه اهل بيت : اصحاب اعراف هستند]
در بصائر الدرجات به سند خود از جابر بن يزيد نقل كرده كه گفت: از امام باقر (ع) پرسيدم اعراف چيست؟ فرمود: رجال اعراف محترمترين خلق خداى متعال هستند[١]. مؤلف: سائل رجال را با اعراف يكى دانسته، و لذا امام هم در جواب بر طبق ارتكاز او جواب داده، و گويا سائل اعراف را جمع عرف، به معناى عريف و عارف مىدانسته، هم چنان كه به اين معنا نيز روايات زيادى وارد شده كه پارهاى از آن در اينجا نقل خواهد شد.
و نيز در همان كتاب به سند خود از ابى بصير از امام صادق (ع) روايت كرده كه در تفسير(وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ) فرموده: مائيم اصحاب اعراف، چون هر كسى را كه ما بشناسيم (من عرفنا) بازگشتش به سوى بهشت و هر كسى را كه ما نشناسيم (من انكرنا) سرانجام كارش به سوى دوزخ خواهد بود[٢].
مؤلف: جمله من عرفنا و من انكرنا كه در كلام حضرت است ممكن است به صورت فعل و فاعل (او را شناختيم) باشد و مىتواند فعل و مفعول (ما را شناخت) باشد، در صورت دوم به همان معناى ساير روايات است كه هر كس آنان را بشناسد ايشان هم او را مىشناسند و هر كه آنان را نشناسد ايشان هم او را نمىشناسند.
و نيز در همان كتاب به سند خود از اصبغ بن نباته نقل كرده كه گفت: در محضر مبارك امير المؤمنين ٦ بودم، مردى از آن جناب معناى آيه(وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ) را پرسيد، حضرت در جوابش فرمود: اعراف مائيم كه انصار خود را به سيمايشان مىشناسيم، اعراف مائيم كه كسى خدا را جز از راه ما نمىتواند بشناسد، اعراف مائيم كه در قيامت بين بهشت و دوزخ مىايستيم و كسى داخل بهشت نمىشود مگر اينكه ما او را شناخته، او نيز ما را بشناسد، و در آتش داخل نمىشود مگر كسانى كه ما را نشناسند و ما آنان را نشناسيم، اين است معناى آيه، و خداوند اگر مىخواست خود را به همه مردم مىشناسانيد، تا قدرتش را بشناسند و از درى كه قرار داده بر وى در مىآمدند، و خداوند ما را باب خود و صراط و سبيل خود قرار داده، همان بابى كه هر كس بخواهد به درگاهش راه
[١] بصائر الدرجات ص ٥٠٠ ح ١٦
[٢] بصائر الدرجات ص ٤٩٩