ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٢ - رواياتى در ذيل جمله و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد
مؤلف: اين نيز از باب تطبيق كلى بر مصداق است، و عياشى هم در تفسير خود نظير اين روايت را از ابى بصير از يكى از دو امام باقر و صادق (ع) نقل كرده است[١].
و نيز در كتاب نامبرده به سند خود از حلبى از امام صادق (ع) نقل كرده كه در ذيل آيه(وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ) فرمود: مقصود مساجدى است كه در اسلام بنا شده و معناى آيه اين است كه: در مساجد نو بنياد هم روى خود را به جانب مسجد الحرام كنيد[٢]. اين مضمون را عياشى نيز از زراره و حمران و محمد بن مسلم از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه (ع) روايت كرده است[٣].
مؤلف: گويا مراد امام (ع) اين است كه معناى اقامه وجوه در اين آيه صرف توجه به خدا و استقبال قبله است، و اما اينكه اين قبله كجا است متعرض آن نيست. در اين آيه اجمالا گوشزد مىكند كه قبلهاى هست، و در آيه(فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ)[٤] آن قبله را معين مىكند. قبلا هم در بحث پيرامون آيات قبله گفتيم كه كعبه در مدينه، و بعد از هجرت قبله مسلمين شد، و آيه مورد بحث كه از آيات سوره اعراف است در مكه نازل شده، و اگر با سياق آيات قبله سازگار باشد بعيد نيست گفته شود: اصل تشريع قبله در مكه و در اين سوره بوده، و تفصيل و تفسير جزئيات آن در مدينه در سوره بقره بوده است، و از اين قبيل احكام از واجبات و محرمات زياد داريم كه سورههاى مكى اجمال آن را متعرض شدهاند و سورههاى مدنى تفصيل و تفسير آن را.
بنا بر اين، اينكه امام (ع) فرمود: مساجدى است كه در اسلام بنا شده معنايش اين است كه مراد از اين مساجد هر مسجدى است كه مسلمين در اكناف زمين بنا مىكنند و منظور از اقامه وجوه گردانيدن وجوهى است كه در آيه كعبه است.
در تفسير عياشى از حسين بن مهران از ابى عبد اللَّه (ع) روايت شده كه در ذيل جمله(وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ) فرمودند: منظور ائمه مىباشند[٥].
مؤلف: ظاهرا مراد امام (ع) از كلمه ائمه ، ائمه جماعات است، و به
[١] تفسير عياشى ج ٢ ص ١٢
[٢] تهذيب الاحكام ج ٢ ص ٤٣
[٣] تفسير عياشى ج ٢ ص ١٢ ح ١٩
[٤] تو اى پيغمبر از اين ببعد روى خود را به قسمتى از مسجد الحرام( كعبه) متوجه كن و شما اى مسلمين هر جا بوديد روى خود را به سوى آن متوجه سازيد. سوره بقره آيه ١٤٤
[٥] تفسير عياشى ج ٢ ص ١٢ ح ٨١