رمى جمرات در گذشته و حال - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩ - كلمات لغويين
(١) ٣- ابن منظور (متوفّاى ٧١١ قمرى) در «لسان العرب» مىنويسد:
«و الجمرة اجتماع القبيلة الواحدة ... و من هذا قيل لمواضع الجمار الّتي ترمى بمنى جمرات، لأنّ كلّ مجمع حصى منها جمرة، و هي ثلاث جمرات».
«جمره به معناى اجتماع يك قبيله است و به همين جهت به محلّ اجتماع سنگهايى كه در منى پرتاب مىشود، جمرات گفته شده، چون هر توده سنگريزهاى از آن، جمرهاى است و آنها سه عدد هستند».
(٢) ٤- ابن اثير (متوفّاى ٦٠٦ قمرى) در «النهاية» مىنويسد:
«الجمار هي الأحجار الصغار و منه سمّيت جمار الحجّ للحصى التي يرمى بها و امّا موضع الجمار بمنى فسمّي جمرة لأنّها ترمى بالجمار و قيل لأنّها مجمع الحصى، الّتي يرمى بها» [١].
«جمار سنگهاى كوچك است و به همين جهت به سنگريزههايى كه در رمى در حج استفاده مىشود «جمار» گفتهاند و امّا محلّ سنگريزهها را در منى به اين جهت «جمره» مىگويند كه سنگريزه (جمار) بر آن مىاندازند. بعضى گفتهاند به خاطر آن است كه محلّ جمع شدن سنگريزههاست».
تعبير به موضع الجمار يعنى محلّ سنگريزهها به روشنى بر زمين تطبيق مىكند و سخنى از ستون در ميان نيست.
[١]. النهاية، ج ١، ص ٢٨٢.