رمى جمرات در گذشته و حال - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - ٣٢- قبلا از «محمد بن شربينى»
«و لو وقعت على حصاة فطفرت الثانية فوقعت «فى المرمى» يجزى كما قطع به المصنف و مثله لو رمى إلى غير المرمى فوقعت «فى المرمى» [١].
«هرگاه آن سنگى را كه رمى مىكند به سنگ ديگر بپرد- بخورد- و آن سنگ در محلّ رمى بيفتد، كافى است، همان گونه كه مصنّف (منظور علّامه حلّى است) به آن قطع پيدا كرده، همچنين اگر به غير محلّ رمى، پرتاب كند و در محلّ رمى بيفتد، كافى است».
(١)
٣١- عبد الكريم رافعى از فقهاى اهل سنّت
(متوفّاى ٦٢٣ قمرى) مىگويد:
«و لو انصدمت الحصاة المرميّة بالارض خارج الجمرة أو بمحلّ فى الطريق او عنق بعير او ثوب انسان ثم ارتدّت و وقعت «في المرمى» اعتدّ بها لحصولها في المرمى بفعله من غير معاونة أحد» [٢].
«هرگاه سنگى را كه پرتاب كرده به زمين خارج جمره يا به محلّى در راه يا گردن شتر يا لباس انسان بخورد و برگردد و در جمره بيفتد به آن قناعت مىكند چون به وسيله فعل او در جمره افتاده، بى آن كه از كسى كمك بگيرد».
(٢)
٣٢- قبلا از «محمد بن شربينى»
چنين نقل كرديم:
«و يشترط ايضا قصد الجمرة بالرمى فلو رمى الى غيرها كأن رمى فى الهواء فوقع «فى المرمى» لم يكف» [٣].
[١]. ذخيرة المعاد، ج ٣، ص ٦٦٢.
[٢]. فتح العزيز، ج ٧، ص ٣٩٩.
[٣]. مغنى المحتاج، ج ١، ص ٥٠٧.