آيين رحمت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - 6- مودّت و رحمت از نشانههاى پروردگار
«الدّين هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدّينُ» [١]؛
دين محبّت است و محبّت دين است.
گاه استدلال عقلى انگيزه انسان براى انجام كارى مىشود؛ و گاه عشق و محبّت، او را وادار به كارى مىكند. آيا اين دو انگيزه يكسان هستند؟
خداوند براى بقاء نسل بشر علاقهاى بين زن و مرد ايجاد كرد تا نسل بشر ادامه يابد؛ حال اگر قرار بود منطق و استدلال عقلى انگيزه انسان براى بقاء نسل باشد، مثل اين كه بگويد:
«براى بقاء نسل بايد ازدواج كرد و فرزندانى به وجود آورد و تمام زحمتها و ناراحتيهاى آن را تحمّل كرد» يا بگويد: «چون در پيرى و ناتوانى عصاى دستى لازم دارم و كسى را مىخواهم كه مرا كمك كند و حمايتم نمايد، پس بناچار بايد ازدواج كنم و فرزندانى داشته باشم.»
اگر واقعاً انگيزه انسان اين امور بود، از هر ١٠٠ نفر چند نفر حاضر به ازدواج و تحمّل سختيها و ناكاميها و مشكلات فراوان زندگى مشترك و بچّه دار شدن مىشد؟ فكر نمىكنيم بيش از ١٠ نفر آنها حاضر به چنين كارى مىشدند.
امّا جاذبه جنسى و عشق و محبّت، انسانها را به سمت ازدواج- با همه مشكلاتش- سوق مىدهد؛ به گونهاى كه آنها عاشقانه تمام سختيها را به جان مىخرند؛ بلكه تمام عمرشان را به پاى فرزندشان مىريزند تا نوزادشان كمكم بزرگ شود و راه رفتن بياموزد، و سخن بگويد. آرى،
[١]. نورالثّقلين، جلد ٥، صفحه ٢٨٥، حديث ٤٩.