آيين رحمت
(١)
پيشگفتار
٩ ص
(٢)
فصل اوّل تبيين و تفسير شبهه
١٣ ص
(٣)
اسلام آئين خشونت يا رأفت
١٥ ص
(٤)
فصل دوم رأفت و رحمت اسلامى در قرآن مجيد
١٩ ص
(٥)
1- نسبت رحمت و خشونت در قرآن
٢١ ص
(٦)
2- بدى را با خوبى پاسخ دهيد!
٢٢ ص
(٧)
3- رحمت اسلامى، فراتر از مسلمانان
٢٣ ص
(٨)
4- مهربانى پيامبر، عامل جذب مسلمانان
٢٥ ص
(٩)
5- صلح و آشتى برنامه اصلى اسلام
٢٦ ص
(١٠)
فصل سوم رأفت و رحمت اسلامى در روايات
٢٩ ص
(١١)
1- اساس دين محبّت است
٣١ ص
(١٢)
6- مودّت و رحمت از نشانههاى پروردگار
٢٧ ص
(١٣)
2- رحمت اسلامى در ميدان نبرد!
٣٣ ص
(١٤)
3- رحمت اسلامى و ساير جانداران!
٣٨ ص
(١٥)
4- دعاهاى مسلمانان براى همه انسانها!
٤٠ ص
(١٦)
فصل چهارم محبّت و رحمت اسلام در سيره پيشوايان دين
٤٣ ص
(١٧)
1- ريزش رحمت پيامبر صلى الله عليه و آله پس از فتح مكّه
٤٥ ص
(١٨)
2- على عليه السلام و سفارش براى قاتلش!
٤٧ ص
(١٩)
فصل پنجم سؤالها و ايرادها
٤٩ ص
(٢٠)
1- آيا قانون قصاص مظهر خشونت دينى است؟
٥١ ص
(٢١)
اوّل بررسى فلسفه حدود و تعزيرات
٥٦ ص
(٢٢)
2- آيا حدود اسلامى با رأفت و رحمت دينى سازگار است؟
٥٥ ص
(٢٣)
دوم راههاى اثبات حدود شرعى
٥٨ ص
(٢٤)
سوم آداب اجراى حدود شرعى
٦٠ ص
(٢٥)
3- جهاد و رحمت اسلامى!
٦٣ ص
(٢٦)
اوّل و دوم آمادگى نظامى براى جلوگيرى از جنگ
٦٣ ص
(٢٧)
سوم محدوده جهاد و آداب آن
٦٥ ص
(٢٨)
چهارم ترك جهاد مساوى با ويرانى عبادتگاههاست؟
٦٦ ص
(٢٩)
4- جهاد ابتدائى
٦٧ ص
(٣٠)
پاسخ اوّل آيا اسلام جهاد ابتدايى دارد؟
٦٧ ص
(٣١)
پاسخ دوم جهاد ابتدايى در موارد خاصّى هماهنگ با عقل و منطق است
٧١ ص
(٣٢)
فصل ششم ضميمهها
٨١ ص
(٣٣)
1- بيانيّه حضرت آية اللَّه العظمى مكارم شيرازى
٨٣ ص
(٣٤)
2- دعوت پاپ به مناظره علمى و منطقى
٨٥ ص
(٣٥)
متن نامه معظّمله به پاپ
٨٦ ص
(٣٦)
3- نامه اعتراضآميز نماينده آشوريان ايران به پاپ
٨٩ ص
(٣٧)
4- اشتباه است يا امر ديگرى؟!
٩٣ ص

آيين رحمت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - 6- مودّت و رحمت از نشانههاى پروردگار

«الدّين هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدّينُ» [١]؛

دين محبّت است و محبّت دين است.

گاه استدلال عقلى انگيزه انسان براى انجام كارى مى‌شود؛ و گاه عشق و محبّت، او را وادار به كارى مى‌كند. آيا اين دو انگيزه يكسان هستند؟

خداوند براى بقاء نسل بشر علاقه‌اى بين زن و مرد ايجاد كرد تا نسل بشر ادامه يابد؛ حال اگر قرار بود منطق و استدلال عقلى انگيزه انسان براى بقاء نسل باشد، مثل اين كه بگويد:

«براى بقاء نسل بايد ازدواج كرد و فرزندانى به وجود آورد و تمام زحمتها و ناراحتيهاى آن را تحمّل كرد» يا بگويد: «چون در پيرى و ناتوانى عصاى دستى لازم دارم و كسى را مى‌خواهم كه مرا كمك كند و حمايتم نمايد، پس بناچار بايد ازدواج كنم و فرزندانى داشته باشم.»

اگر واقعاً انگيزه انسان اين امور بود، از هر ١٠٠ نفر چند نفر حاضر به ازدواج و تحمّل سختيها و ناكاميها و مشكلات فراوان زندگى مشترك و بچّه دار شدن مى‌شد؟ فكر نمى‌كنيم بيش از ١٠ نفر آنها حاضر به چنين كارى مى‌شدند.

امّا جاذبه جنسى و عشق و محبّت، انسانها را به سمت ازدواج- با همه مشكلاتش- سوق مى‌دهد؛ به گونه‌اى كه آنها عاشقانه تمام سختيها را به جان مى‌خرند؛ بلكه تمام عمرشان را به پاى فرزندشان مى‌ريزند تا نوزادشان كم‌كم بزرگ شود و راه رفتن بياموزد، و سخن بگويد. آرى،


[١]. نورالثّقلين، جلد ٥، صفحه ٢٨٥، حديث ٤٩.