علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠ - ابرآگاهى و فلاسفه اسلام
هر وقت اشتغالات حواس ظاهرى كاهش يافت، در اين وقت، نفس انسان از دست قواى طبيعى رهايى جسته و بر يك رشته امور غيبى تسلط مى يابد، سپس مى گويد:
اگر انسان هاى كامل مانند پيامبران و اولياء از غيب خبرى دهند به خاطر الواحى است كه در برابر ديدگان آنها قرار مى گيرد و يا امواج و يا صداهاى دل انگيز و هولناكى است كه مى شنوند و يا صورتهايى است كه مشاهده مى كنند و با آنان سخن مى گويند. سپس از غيب خبر مى دهند.[١]
٣. صدر المتألهين در تعاليق خود بر «حكمت اشراق» امكان آگاهى از غيب را به گونه اى مشروح مورد بحث قرار داده و مى گويد: نفس بر اثر اتصال با جهان عقل، و يا عالم مثال(جهان صور اشياء)، آگاهى هايى كسب مى كند سپس مطلب را با براهين عقلى روشن مى سازد.
هدف از نقل اين كلمات اين است كه روشن گردد دانشمندان و پى افكنان علوم بشرى از گذشته و حال آگاهى از غيب را براى بشر يك امر ممكن بلكه واقع شده تلقى مى كنند، جايى كه آگاهى از غيب براى بشر معمولى ممكن بلكه واقع شده
[١] حكمت اشراق، مقاله پنجم.