علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٤ - سؤال نخست
هيچ گونه منافاتى ندارد زيرا همان طور كه از قرآن مجيد و روايات استفاده مى شود; آگاهى پيامبر و امام از غيب، به تعليم الهى است و چه مانعى دارد كه علم غيب ذاتاً به خداوند اختصاص داشته باشد و خداوند بخشى از آن را در اختيار بندگان برگزيده خود بگذارد، به اين آيه توجه كنيد.
(عالِمُ الْغَيب فَلا يُظْهرُ عَلى غَيْبِه أَحداً إِلاّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول...).[١]
«فقط خدا داناى غيب است و هيچ كس را بر غيب مسلط نمى كند مگر كسانى از پيامبران كه خودپسندد».
توجه داريد كه آغاز آيه مانند همان آياتى كه در سؤال ذكر شد دلالت بر اختصاص علم غيب به خداوند دارد ولى در عين حال ذيل آيه مى گويد: خداوند علم غيب را در اختيار بندگان برگزيده خود كه پيامبرانند مى گذارد.[٢]
بنابراين انحصار علم غيب به خداوند، با تعليم آن به برخى از بندگان، هيچ گونه منافاتى ندارد بله اگر كسى بگويد پيامبران و امامان از پيش خود و بدون تعليم الهى از غيب آگاهند اين گفتار
[١] سوره جن، آيه ٢٦. [٢] آياتى كه بر آگاهى پيامبران از غيب دلالت دارد در بخش ششم اين كتاب ياد شد.