علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٤ - توضيح اين كه
«هنگامى كه يوسف به پدرش يعقوب گفت: اى پدر! در عالم رؤيا و خواب ديدم كه يازده ستاره و خورشيد و ماه بر من سجده مى كنند، يعقوب(عليه السلام) گفت: اى پسر! خواب خويش را براى برادرانت مگو كه با تو از در مكر و حيله وارد مى شوند، شيطان دشمن آشكار انسان است. اين چنين پروردگارت تو را برمى گزيند،و تعبير رؤيا به تو مى آموزد، و نعمت خويش را بر تو و خاندان يعقوب كامل مى كند چنان كه پيش از اين بر پدرانت ابراهيم و اسحاق نعمت خود را كامل كرده بود. پروردگارت دانا و حكيم است».
از اين آيات استفاده مى شود كه حضرت يعقوب(عليه السلام) از حقيقت رؤياى فرزندش آگاه گرديد و فهميد كه او در آينده مقام بس بلندى به دست خواهد آورد.[١]
و روشن است كه تأويل و تعبير خواب و آگاهى از حقيقت آن يك نوع آگاهى از غيب است و خداوند گروه مخصوصى را مشمول اين لطف قرار مى دهد.
***
٧. (إِذْهَبُوا بِقَمِيصى هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبى يَأْتِ بَصِيراً وَأْتُونى بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعينَ * وَلَمّا فَصلتِ)
[١] به مجمع البيان، ج٥، ص ٢١٠ مراجعه شود.