علم غيب (آگاهى سوم) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٥ - سؤال نهم
آگاهى از غيب از آن خدا است و بايد او آگاه باشد نه من. با توجه به اين موضوع ديگر نمى توان گفت مقصود از غيب در آيه خصوص وحى است، زيرا در سياق آيه نمى توان گفت كه وقت قيامت از موضوع «عالم الغيب» خارج است.
و اگر وقت قيامت و رستاخيز در موضوع آيه داخل شد، ديگر جهت ندارد موضوعات ديگر غيبى از آيه خارج گردند.
در اين صورت معنى اين آيه چنين مى شود: خدا از غيب آگاه است(امور پوشيده از حس اعم از وحى و غيره را مى داند) او كسى را بر غيب خود مسلط نمى سازد، جز آن پيامبرانى كه خود پسندد و با در نظر گرفتن اين مطلب، آيه گواه روشنى بر آگاهى پيامبر از غيب و امور پوشيده از حس اعم از وحى و غيره خواهد بود.
رابعاً: مفسران اسلامى و متخصصان فهم كتاب آسمانى، همگى تا آنجا كه ما مراجعه كرده ايم يك صدا مى گويند: مقصود از علم به غيب در آيه مورد بحث (سوره جن) اطلاع پيامبران از امور پنهانى است و گروهى مانند طبرسى، و قرطبى و مؤلف تفسير روح البيان علت آگاهى آنان را از غيب چنين توجيه مى كنند:
آگاهى آنان از امور پوشيده، معجزه و نشانه رسالت و