اخلاق خانواده(ج1) - فاخری، عليرضا؛ منتظری، محمدحسين - الصفحة ١٦٦ - ١ - راستگويى
و چه زيبا- آشنا سازند تا آنها با شناخت صحيح از واژههاى اخلاقى با آن برخورد حساب شده داشته باشند.
پيامبر گرامى اسلام ٦ مىفرمايد:
«لَوْ يَعْلَمِ الْعَبْدُ ما فى حُسْنِ الْخُلْقِ يَعْلَمُ انَّهُ مُحْتاجٌ انْ يَكُونَ لَهُ خُلْقٌ حَسَنٌ»[١]
اگر انسان مىدانست چه فايدهاى در اخلاق نيك است، مىفهميد كه به آن نياز دارد.
بنابراين، بايد به كودك فهماند كه اخلاق نيكو، سبب سرافرازى و زندگى شرافتمندانه او خواهد شد، همان گونه كه اخلاق زشت، سرافكندگى، خوارى و نكبت زندگى را در پى دارد. به تعبير على ٧:
«رُبَّ عَزيزٍ اذَلَّهُ خُلْقُهُ وَ رُبَّ ذَليلٍ اعَزَّهُ خُلْقُهُ»[٢]
اى بسا عزيزى كه اخلاقش او را خوار ساخته، و چه بسا ذليلى كه اخلاقش او را سرافراز كرده است.
در اين مجال به مهمترين صفات اخلاقى كه تأثير زيادى در شكل گيرى شخصيّت اخلاقى كودك دارد، مىپردازيم:
١- راستگويى
راستگويى از صفات پسنديدهاى است كه لازمه حيات راستين و شرافتمندانه است.
شخص راستگو نزد همه عزيز، محترم و داراى شرافت و بزرگوارى است و دروغگو نزد ديگران بدنام، بىآبرو و بىارزش است. امير مؤمنان ٧ مىفرمايد:
«الصَّادِقُ عَلى شَفا مَنْجاةٍ وَ كَرامَةٍ وَالْكاذِبُ عَلى شَرَفِ مَهْواةٍ وَ مَهانَةٍ»[٣]
راستگو در شرف نجات و بزرگوارى و دروغگو در پرتگاه هلاكت و خوارى است.
دروغگو نه تنها خود را نزد ديگران ضايع و بىآبرو مىكند، بلكه به ايمان خود نيز
[١] - بحارالانوار، ج ١٠، ص ٣٦٩
[٢] - همان، ج ٧١، ص ٣٩٦
[٣] - نهج البلاغه، ص ٢٠٨، خطبه ٨٥