اخلاق خانواده(ج1) - فاخری، عليرضا؛ منتظری، محمدحسين - الصفحة ١٣٣ - الف - محبت به كودك
الف- محبّت به كودك
اهميّت محبّت به اندازهاى است كه مىتوان آن را ريشه اصلى شجره اخلاق و فضيلت و مايه اصلى سجاياى انسانى دانست.
رسول گرامى اسلام ٦ ايمان به خدا و رسول را مستلزم محبّت و مهربانى با كودكان دانسته است. «روزى آن حضرت با جمعى از مسلمانان در نقطهاى نماز مىگزارد؛ موقعى كه به سجده رفت، امام حسين ٧ كه در آن زمان كودك خردسالى بود، به پشت پيغمبر سوار شده، پاهاى خود را حركت مىداد و «هى هى» مىكرد. وقتى پيغمبر مىخواست سر از سجده بردارد، او را مىگرفت و تا پايان نماز طفل مكرّر به پشت پيغمبر سوار مىشد. يك نفر يهودى ناظر اين جريان بود. پس از نماز به حضرت عرض كرد: «شما با كودكان خود طورى رفتار مىكنيد كه ما هرگز چنين نمىكنيم». پيغمبر اكرم ٦ در جوابش فرمود:
«اما لَوْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ لَرِحِمْتُمُ الصِّبْيانَ»
اگر شماها به خدا و رسول خدا ايمان مىداشتيد، نسبت به كودكان خود مهربان بوديد.
مهر و محبت پيغمبر نسبت به كودك، مرد يهودى را تحت تأثير قرار داد و صميمانه دين اسلام را پذيرفت.[١]
امام صادق ٧ مىفرمايد:
«هَلِ الدّينُ الَّا الْحُبُّ»[٢]
آيا حقيقت دين، چيزى جز دوستى و محبّت است؟
محبت يكى از بهترين و مؤثّرترين وسائل و عوامل پرورش صحيح كودكان است، چرا كه مطبوعترين غذاى روان كودك است و همان طور كه كودك به آب و هوا و غذا محتاج است، به محبّت و نوازش نيز نيازمند است.
[١] - بحارالانوار، ج ٤٣، ص ٢٩٦
[٢] - همان، ج ٢٧، ص ٩٥