اخلاق خانواده(ج1) - فاخری، عليرضا؛ منتظری، محمدحسين - الصفحة ١٣٧ - هشدارهاى تربيتى در به كارگيرى محبت
٣- محبّت به كودك بايد بگونهاى باشد كه كودك آن را لمس كرده، مزه آن را بچشد و به ارزش آن واقف گردد. از اين رو، محبت نبايد با امورى مانند قلقلك كردن، گاز و نيشگون گرفتن اشتباه شود، چرا كه طفل در محبت بايد احساس سرور و رضايت كند، از اين رو، از امورى كه موجب كسالت و خستگى وى مىشود، بايد پرهيز كرد.
٤- در شيوه ابراز محبت، لازم است اظهار آن از دريچه قلب و چشم كودك سنجيده شود و طبعاً محبت كردن پدر و مادر بايد متناسب با سن فرزند باشد؛ روزى با خريد يك شكلات مىتوان محبّت خود را به كودك نشان داد و زمانى با دست دادن به او در جمع و يا رعايت احترام وى نزد دوستان و زمانى با كمك كردن به او.
٥- محبّت به كودك بايد متعادل و دور از افراط و تفريط باشد. محبت زياد و بىمورد موجب پرتوقّعى، لوس بارآمدن و از خود راضى بودن كودك مىشود. كودكى كه به خاطر محبت بيش از حدّ به خواستههاى خوب و بد خود مىرسد، توان مقاومت در برابر محروميتها و مشكلات زندگى را از دست مىدهد، چرا كه اعتماد به نفس خود را از دست داده، بشدّت وابسته به ديگران مىشود. او تصوّر مىكند همه بايد در خدمتش باشند و وقتى خلاف آن را مشاهده كرد، دچار بحران روحى شده، در روابط اجتماعى با مشكلات فراوانى مواجه مىشود.
امام باقر ٧ مىفرمايد:
«شَرُّ الْاباءِ مَنْ دَعاهُ الْبِرُّ الَى الْافْراطِ»[١]
بدترين پدران آنهايى هستند كه در محبّت به فرزند از حدّ تعادل تجاوز كنند.
٦- محبّت نبايد وسيلهاى براى نفوذ پدر و مادر در فرزند گردد؛ مثل مادرانى كه به فرزندانشان مىگويند: اين كار را بكن تا مامان تو را دوست بدارد. يا چون اين كار را كردى، تو را دوست ندارم. بزرگترين ضرر اين نحوه برخورد آن است كه كودك بتدريج عادت مىكند كه كارها را براى جلب رضايت پدر و مادر و ديگران انجام دهد، نه طبق وظيفه، خلاصه آنكه معيار خوبى و بدى كارها را دوست داشتن يا نداشتن ديگران
[١] - تاريخ يعقوبى، ج ٣، ص ٥٣