نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر

نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٨

سابق را نداشت. بنابراين، مردم امكان يافتند به خويشتن خويش باز گردند و ارزشهاى اسلامى را كه به اجبار از دست داده بودند، بار ديگر احيا كنند. از آن جمله، زنانى كه نمى‌توانستند با حجاب از خانه بيرون آيند، يا عده‌اى از آنان‌كه بر خلاف ميل خود مجبور بودند بدون حجاب بيرون بيايند، بار ديگر به حجاب روى آوردند. اين امر چنان عموميت يافت كه حكومت مقتضى ندانست در آن شرايط خود را با آن درگير كند. «١» محمد رضا پهلوى خود در اين باره نوشته است:
همين كه پدرم از ايران خارج شد در اثر پاشيدگى اوضاع در دوران جنگ، بعضى از زنان مجدداً به وضع اول خود برگشتند و از مقررات مربوط به كشف حجاب عدول كردند، ولى من و دولت من از اين تخطى چشم‌پوشى كرديم و ترجيح داديم كه اين مسأله را به سير طبيعى خويش واگذاريم و براى اجراى آن به اعمال زور متوسل نشويم ... مى‌توان انتظار داشت كه چادر و لباس‌هاى بدقواره‌اى كه در كشورهاى غيرمتمدن و تربيت نيافته مورد استعمال دارد، و شخصيت پوشنده را آشكار نمى‌كند، به تدريج از ميان برود و چشم بينندگان را آزار ندهد و شايد مردان بتوانند با اظهار سليقه خود به آن زودتر پايان بخشند. «٢» اگر چه شاه، به‌ويژه در دهه ١٣٣٠ و پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢، با راه‌اندازى و تقويت تشكل‌هاى دولتى زنان كوشيد بى‌حجابى را ترويج كند و در اين راه هم به توفيق‌هايى دست يافت، ولى هيچ‌گاه شرايط به شكل مطلوب او درنيامد. اين موضوع را مى‌توان به روشنى در بخشنامه فرخ‌رو پارسا از كارگزاران آموزش و پرورش وقت «٣» رژيم پهلوى به رؤساى همه دبيرستانهاى‌