نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر

نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٤٠

مردان است. چنانچه از ميزان بيكارى مردان كاسته شود، ازدواج‌ها بيش‌تر و جرايم اجتماعى كمتر صورت مى‌گيرد.
٣. اگر بيش از حد نياز و ضرورت اجتماعى روى دهد، قطعاً آسيب هايى چون اختلاط را در پى دارد. اختلاط و امتزاج زنان مجرد و متأهل با مردان متأهل و مجرد به گناه و معصيت مى‌انجامد و بر امنيت محيط زندگى تأثير منفى مى‌گذارد.
از سخنان امام خمينى (ره) مى‌توان دريافت كه: اسلام مى‌داند زن در ساختن جامعه سهم مهم و اساسى دارد. از اين رو، بر رشد معنوى زنان تأكيد مى‌ورزد تا در پرتو اين رشد و ارتقاء، آنان بتوانند سهم خويش را در ساخت اجتماعى ايفا كنند. «١» به بيان ديگر، زنان متناسب با رشد و ارتقاء قادر خواهند شد تا مشاغل و مسئوليت‌هاى سياسى- اجتماعى را بر دوش كشند و آن را به سرمنزل مقصود برسانند. امام نيز كوشيد زنان را به رشد معنوى برساند و پس از آن، با سپردن مسئوليت‌ها به آنان موفق بوده است. البته امام به عرصه آمدن زنان را مشروط مى‌پذيرد. شرطهايى چون: رعايت عفاف و حجاب، انجام وظايف خانه‌دارى و همسردارى. «٢» نتيجه اينكه با گذشت بيش از دو دهه از پيروزى انقلاب اسلامى، بخش بزرگى از زنان ايرانى، همچنان با حفظ ارزش‌ها و حدود اسلامى در صحنه اجتماع حاضرند. دور شدن از سال‌هاى نخستين انقلاب اسلامى، فاصله نسل جديد از نسل‌هاى قديمى‌تر، تهاجم يا شبيخون فرهنگى و ... حضور مطلوب و سازگار با آموزه‌هاى اسلامى را اندكى تحت الشعاع قرار داده است. يك راه‌