نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٦
دشمن از غم و ناله و ناتوانى آنان خرسند نشود.» البته نقش زنان دشتستانى به اين حد پايان نيافت، بلكه شجاعت آنان در جنگ با انگليسىها و صبرشان در مصيبت از دست دادن خويشان و نزديكان، موجى از عشق به وطن و دين در مردان آن ديار پديد آورد تا حدى كه مردان دلاور بوشهرى، با شبيخونهاى گاه و بىگاه، هرگز نگذاشتند دشمن در خطه جنوب احساس امنيت كند. «٢» نتيجه اينكه زنان ايرانى به ميزانى كه در پيروزى انقلاب مشروطه سهيم بودند، به حقوق سياسى- اجتماعى دست نيافتند، حتى مورد بىمهرى هم قرار گرفتند، ولى اين مسائل، زنان را منزوى و نا اميد نكرد. از اين رو، در جريان اولتيماتوم روسيه و تجاوز انگليسىها به جنوب، مردانه به ميدان آمدند و در حد مقدور و ميسور به مبارزه با اجانب پرداختند. اين حضور نشان مىداد كه آنها به درجهاى از فهم، درك و بصيرت رسيده بودند كه نبايد بىمهرىهاى دولت به طبقه نسوان كشور را بهانه همكارى با اجانب قرار دهند و يا اين كه نسبت به تجاوز و تعدى بيگانگان به كشورشان بىتفاوت بمانند. در واقع، بانوان كشور همزمان با استبداد داخلى و استعمار خارجى به مبارزه برخاستند، ولى در اين مقطع (پس از مشروطه) به علت اميدهايى كه دولت جديد ايجاد كرده بود، و يا اميدهايى كه آنان به دولت بسته بودند، توانايى خود را بيشتر در مبارزه با سلطه اجنبى به كار گرفتند.