نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٤
تاريخ در اصطلاح، معناى وسيعترى پيدا مىكند و خود را از دايره محدود تعيين وقت و شناساندن زمان بيرون مىبرد، زيرا هر كسى بر پايه سليقه، علاقه و انديشه خود به تعريف از آن پرداخته، از اين رو، هردوت تاريخ را به معناى مطالعه و بررسى روزگاران گذشته مىديد. برخى ديگر، بررسى احوال يا شرح حوادث گذشته انسان و جهان را تاريخ دانستهاند. در اين تعاريف، سخنى از تحليل حوادث تاريخى و سنتهاى حاكم بر تاريخ نيست، «١» لذا ابنخلدون، تاريخ را دانش سرچشمه گرفته از حكمت معرفى مىكند كه بيانگر سرگذشت ملتها، سنت پيامبرها و سياست پادشاهها است. در تعريف ابنخلدون، به عنصر حكمت كه به چرايى و چيستى رويدادهاى تاريخى مىپردازد، اشاره شده است. «٢» تعريف ابن خلدون از تاريخ، جامعتر از تعريف هردوت است، ولى در هر دوى آنها، بيش و كم، نقل و نه تحليل تاريخ، غلبه دارد، اما تعريف زير از تاريخ، فاقد نقصيه مذكور است: تاريخ، آگاهى به حوادث و آشنايى با علل و سنن حاكم بر رويدادهاى تاريخى است. «٣» در اين تعريف و در بيشتر تعاريف از تاريخ، از يك سو، خدا و انسان و از سوى ديگر، زمان و مكان قرار دارد. بدون دخالت خدا و انسان، هيچ حادثهاى روى نمىدهد، و هر حادثه تاريخى، در زمان و مكان معين و خاصى اتفاق مىافتد. «٤» در بررسى نقش سياسى- اجتماعى زنان در تاريخ معاصر نيز، هم نقل و هم تحليل حوادث مورد توجه است، البته تلاش بر آن است كه تا به چرايى وقوع اين حوادث هم نزديك شويم.