نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر

نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٦

حوادث، دريابد، واقع بينى و پروادارى، او را از غلتيدن در جايگاه‌هاى شبهه‌ناك و هلاكت‌بار بازمى‌دارد.» «١» همان‌گونه كه در سخن اميرالمؤمنين (ع) هويداست، سنت‌هاى الهى فراوانى بر طلوع و غروب حوادث و تحولات تاريخ حاكم است. برخى از اين سنت‌ها عبارتند از: ١. «وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَايَستَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ» (اعراف: ٣٤)؛ زندگى هرامتى را پايانى است، پس هرگاه پايان عمرشان فرا رسد، نه ساعتى ديرتر بيابند و نه ساعتى زودتر فانى گردند. ٢. «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى‌ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» (رعد: ١١)؛ خداوند وضع حاكم بر قومى را تغيير نمى‌دهد مگر آنكه آنچه در خلق و خوى و رفتار خود دارند، تغيير دهند. ٣. هر انسان عاقل و هر جامعه بيدار وقتى كه شايستگى موقعيتى را احساس كرده و قدرت حركت و تكاپو براى وصول به آن موقعيت را در خود ديده با كمال جديت حركت كرده و آن موقعيت را به دست آورده است. بر اين اساس، جزئى‌ترين حركت‌ها تا پيچيده‌ترين پديده‌ها ناشى از اختيار انسان است، «٢» و اختيار انسانى در پرتو محاسبه و استدلال عقلى و منطقى عمل مى‌كند، از اين روست كه از بى‌اعتنايى بشر به گذشته، بى‌اعتنايى به آينده را مى‌توان دريافت. «٣» بنابراين، فايده تاريخ از نوشته‌هاى كتب مقدس، سخنان اولياى دينى و استدلال‌هاى عقلى قابل فهم است.
تاريخ يك سده اخيرهم از آنچه درباره فايده كلى تاريخ گفته‌ايم، به دور نيست، و حتى از جهت اينكه مقرون با اوج استعمار و غارت مللى چون ايران بوده، دانستن آن از برجستگى ويژه‌اى هم برخوردار است.