نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر

نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٥٥

فعاليت‌ها ... زن و مرد داراى اجازه مشترك و همسان هستند، البته بعضى از كارها هست كه باب زنان نيست، چون با تركيب جسمانى آنها تطبيق نمى‌كند، بعضى از كارها هم هست كه باب مردان نيست، چون با وضع اخلاقى و جسمى آنها تطبيق نمى‌كند. «١» اين نگرش جديد، مبناى تغيير در وضع همه جانبه مادى و معنوى زنان گرديد كه هر روز، روند پرشتاب‌ترى مى‌گيرد. روند پرشتاب حركت احقاق حقوق اسلامى زنان را مى‌توان در مقوله‌هاى فراوانى از جمله در انتخاب شدن، مقام‌يابى و مسئوليت‌پذيرى و تأمين اجتماعى زنان به وضوح ديد.
انتخابات‌ تا انقلاب مشروطه، انتخاباتى در ايران وجود نداشت. پس از آن و تا اوايل دهه ١٣٤٠ نيز تنها مردان حق داشتند در انتخاباتِ اغلب فرمايشى شركت كنند و زنان براساس ماده پانزدهم قانون انتخابات در كنار كسانى چون ورشكستگان به تقصير، محجورين، متكديان حرفه‌اى، محكومان دادگسترى، سارقان و خلاف‌كاران قرار مى‌گرفتند كه از حق رأى محروم بودند. رژيم پهلوى در سال ١٣٤١، بحث مجاز بودن زنان به انتخاب شدن و انتخاب كردن را در تصويب‌نامه انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى مطرح كرد. على‌رغم لغو تصويب‌نامه به علت مخالفت‌هاى مردمى، دولت در ١٢ اسفند ١٣٤١ اعلام كرد: طبق فرمان شاه، زنان رسماً حق دارند در انتخابات آينده شركت كنند و اين فرمان تا پيروزى انقلاب اسلامى اجرا مى‌شد و باعث گرديد شمارى از زنان به نمايندگى مجلس سنا و شوراى ملى گمارده شوند؛ ولى هيچ‌گاه هدف‌