نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٤
الف. سال ١٣٢٩: پرستارانى كه مدتها حقوق آنان معوق مانده بود، در ميدان بهارستان اجتماع كردند. پاسبانان، مأمور متفرق كردن پرستاران از اطراف مجلس شدند؛ امّا بر اثر مقاومت آنان، تعدادى مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
ب. سال ١٣٣٠: حدود ٣٠٠ نفر از زنان و فرزندان آنان در محوطه دادگسترى اجتماع كردند. تقاضاى آنان ارجاع پرونده زندانيان اعتصابى به وزارت دادگسترى بود.
ج. سال ١٣٣١: زنان كارمند شركت بيمه ايران، نامهاى به نخست وزير (دكتر مصدق) نوشتند: «ما طبقه نسوان حتم داشتيم در زمان حكومت آن جناب، زنان در ايران در زمره مهجوران و ديوانگان نخواهند بود و در وضع فعلى كه خوشبختانه حكومت ملى دارا هستيم، از قيد عبوديت آزاد و از اين سرشكستگى خلاص خواهيم شد ... ما نمىخواهيم ديگر ضعيفه ناميده شويم و جدّاً خواستار حقوق حقه خود هستيم.» «١» د. ١٣٤١: گروهى از زنان در تهران به اعتصاب دست زدند. يكى از خواستههاى آنان، آزادى زنان بود. اين اعتصاب از طرف انجمنهاى زنان به راه افتاد و برخى از ادارات و نيز سازمان برنامه، شركت نفت، بانكها و دبيرستانها به آن پيوستند. «٢» نتيجه اينكه با فروپاشى حكومت رضا شاه، تعداد زيادى از زنان بار ديگر با حجاب اسلامى در كوچه، خيابان و بازار ظاهر شدند، اين مسأله نشان مىدهد: در صورتى كه زور و فشار نبوده، زنان به آموزههاى دينى گرايش