نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦١
درآورد تا بتواند نهضتى را شكل دهد كه در برابر موج منحط و اغواگر غربگرا بايستد و سرانجام خود به يك حركت تهاجمى تبديل شود. «١» شيوه و روش مبارزه فرهنگى بانو سيده نصرت را فرزندش حاج محمد على امين، اين گونه ترسيم كرده است:
او درس مىخواند و درس مىداد و به جريانات روز هم كاملا واقف بود.
بانو معتقد بود، زن در عين حالى كه تحصيل مىكند بايد در جامعه هم حضور داشته باشد و به آن خدمت كند، به شرطى كه عفتش را حفظ كند، و نيز، حضورش در اجتماع، اول، باعث فساد نشود و ثانيا، به وظيفه مادرى و همسرىاش لطمهاى وارد نسازد. زمانى او به شاگردانش توصيه مىكرد، برويد و جلوى فساد را بگيريد و نگذاريد اين خواهرها به طرف فرهنگ گناه و معصيت غرب بروند، لذا او حضور اجتماعى زن را مىپذيرد و بر آن تأكيد مىورزد. به هر روى، سيده نصرت اصلا صحيح نمىدانست كه زنى برود در گوشهاى و تنها به درس و عبادت مشغول باشد و هيچ كارى به مردم نداشته باشد. «٢» به عقيده بانو اصفهانى، تنها زنانى مىتوانند به اصلاح اجتماع بپردازند كه خود ساخته شده باشند. او با نگارش كتاب روش خوشبختى (تأليف ١٣٣١) كوشيد زنان را به راه بكشاند در اين جهت، زنان را از تجمل، مدپرستى و اوصاف رذيله اخلاقى برحذر داشت و به آنان توصيه كرد كه براى خودسازى به اين شيوه عمل كنند: