نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٥
محاصره يازده ماهه تبريز، زنان به پختن غذا، دوختن لباس، بافتن جوراب، پركردن پوكه، خبررسانى جنگى، پرستارى از مجروحان و جنگ با لباس مردانه در ميدان رزم پرداختند. يكى از همين زنان در اين باره گفت است: «در بحرانىترين روزهاى قيام، مجبور بوديم براى رعايت پنهانكارى، تكههاى نان را زير چادر به سينه و شكم ببنديم و به سنگر مجاهدان برسانيم.» «١» گفتهاند كه ستارخان تحت تأثير نامه دشمن ستيز يكى از زنان شجاع تبريزى، قرار مىگيرد و در پى آن فرمان حمله به مقر مستبدان شهر را صادر كرد و در اين حمله، دستكم بيست زن كشته شدند. پاولويچ هم نوشته است:
«يكى از سنگرهاى تبريز را زنان چادر به سر تبريزى اداره مىكردند.» «٢» همچنين برخى از زنان در لباس مردان مجاهد به رزم و جنگ عليه استبداد مىپرداختند، از آن جمله: يكى از اعضاى مقاومت تبريز نوشته است:
«يكى از مجروحين از اينكه لخت شود و درمان گردد امتناع مىورزيد. چون ستار خان در اين زمينه دخالت كرد، سرباز مزبور گفت: من از آن جهت نمىتوانم لخت شوم كه زن هستم.» «٣» در بين زنان مبارز تبريز، زنانى از گيلان و كردستان ديده مىشدند كه گاه بين آنان، پيرزن شصت، هفتاد ساله، دختر سيزده و چهارده ساله هم وجود داشت. «٤» زنان كشاورز روستاهاى آذربايجان هم در حالى كه نوزادان خود را بر پشت بسته بودند، اسلحه برداشتند و دوش به دوش مردان جنگيدند. «٥»