نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٦٠
رقم ٩٠/ ٢٩ درصد رسيد. سهم زنان از سبد مديريتى كشور در سال ١٣٥٥، ١١/ ٠ درصد و در سال ١٣٨٢، ١٠/ ٢ درصد بود. در سال ١٣٥٥، هيچ سازمان غيردولتى زنان وجود نداشت؛ ولى شمار اين سازمانها در سال ١٣٨٢، به ٣٣٧ رسيد. «١» تلاش جمهورى اسلامى براى تأمين اجتماعى زنان نه به انگيزه به كارگيرى آنان در مشاغل و مسئوليتهاى مردانه است، بلكه يكى از هدفهاى مهم، تواناسازى آنان در ابعاد فكرى به منظور ايفاى نقشهاى ذاتى چون مادرى و همسرى است.
نتيجه اينكه تا دهه ١٣٤٠، نگرش فقهى غالب آن بود كه زن در عرصه مشاركت سياسى- اجتماعى متفاوت از مرد است و از اين رو، بايد در خانه بماند و اجازه حضور سياسى- اجتماعى ندارد مگر به هنگام ضرورت. اين ديدگاه، زن را در خانه محدود مىكرد و با طرح تفاوتها، مرد را در همه زمينهها بالاتر از زن قرار مىداد؛ اما از دهه ١٣٤٠ به بعد به بركت حركت امام خمينى (ره)، بحث مشاركت سياسى- اجتماعى زنان، بسيار جدى شد. امام جواز شركت زنان در امور سياسى و اجتماعى را صادر كرد، اين رويكرد هم اينك در جمهورى اسلامى حاكم است بر پايه آن و به استناد به قانون اساسى اصل بر تساوى حقوق زن و مرد در همه فعاليتهاى سياسى و اجتماعى است، اگر زنان در برخى از زمينهها مسئوليتى ندارند يا مسئوليت آنها اندك است، دليل آن اغلب به تفاوتهاى جسمى و فيزيكى آنان با مردان برمىگردد.