نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر

نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٧

حضور زنان در دومين دور انتخابات شوراها (١٣٨١) جز دو استان چهار محال بختيارى و كردستان، از رشد كمّى برخوردار بود، در حالى كه تعداد كل رأى دهندگان در انتخابات كاهش يافت. مثلا تعداد رأى دهندگان آذربايجان شرقى ٩٧٨٤ و ٨٥٩٠ به ترتيب در دور اول و دوم بودند؛ ولى انتخاب شدگان زن از ٣٣ نفر دور اول به ٤١ نفر دور دوم رسيد. «١» مديران: نرخ رشد درصد مديران، قانون‌گذاران و كاركنان عالى‌رتبه مردان شاغل، طى سال‌هاى ١٣٧٦ تا ١٣٨٢ برابر صفر و نرخ رشد درصد زنان در مشاغل فوق، برابر ٥٩/ ٥ بود. آمار ديگرى نشان مى‌دهد كه در دوره زمانى ١٣٥٥ تا ١٣٨٢، نرخ رشد مشاغل مديريتى براى مردان برابر ٣/ ٣٠ و براى زنان، ٠٩/ ١٨ درصد بوده است. البته سهم زنان از مديريت كشور در رده‌هاى مديران پايه و ميانى بيش از مديران عالى است. به بيان ديگر، در سال ١٣٨٠، از مجموع ١١٨٦ مدير زن، ٥/ ٤١ درصد در رده مديران عالى، ٦٧/ ٢٠ درصد در رديف مديران ميانى و مابقى در سطح مديران پايه مشغول فعاليت بوده‌اند.
نتيجه آن‌كه، افزايش سهم زنان در مديريت كشور، تصميم‌گيرى‌هاى سياسى را تحت تأثير قرار مى‌دهد. «٢» اقتصادى‌ نقشهايى كه زنان در امور اقتصادى برعهده گرفته‌اند، گاه از نقش مردان بيش‌تر است. جالب بودن اين موضوع به آن است كه با توجه به توانايى جسمى مردان، انجام كار اقتصادى موفق‌تر، از آنان انتظار مى‌رود؛ ولى زنان‌