نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر

نقش سياسى اجتماعى زنان در تاريخ معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٣

نقش زنان در دهه‌هاى دوم و سوم انقلاب اسلامى‌ در سال‌هاى نخستين پس از انقلاب اسلامى، زنان كوشيدند ارزش‌هاى انقلابى چون مسئوليت‌پذيرى را نهادينه كنند؛ ولى با دور شدن از آن سال‌ها، به ويژه پس از جنگ تحميلى، ارائه مصاديقى از آن مفاهيم كلى كه به حل مشكلات اجتماعى بينجامد، به ضرورتى اجتناب‌ناپذير تبديل شد. از اين رو، زنان در بخش‌هاى مختلف اقتصادى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى، مصداق‌هاى فراوانى را به عرصه آوردند تا نشان دهند هنرشان تنها در طرح شعارها و مباحث كلى آرمانى نيست؛ بلكه مى‌توانند همه اين مفاهيم كلى را به ميدان آورند و با آن به بهبود وضع اجتماعى مردم بپردازند:
فرهنگى‌ توليد علم، داستان نويسى، بازيگرى سينما، تئاتر و ... از جمله مواردى هستند كه زنان به ايفاى نقش در آن پرداخته‌اند. در واقع، هيچ عرصه‌اى را در فرهنگ نمى‌توان يافت كه شاهد حضور فعال زنان نباشد، به آن دليل كه دفاع فرهنگى از انقلاب اسلامى در مقابل تهاجم فرهنگى دشمن، توانايى در همه عرصه‌هاى فرهنگى را مى‌طلبد. البته بيان حضور زنان در برخى از امور فرهنگى، مى‌تواند مشتى بر خروار باشد: