توحيد از ديدگاه آيات و روايات

توحيد از ديدگاه آيات و روايات - کریمی، جعفر - الصفحة ٦٢

اين گروه براى پرهيز از افتادن در درّه خطرناك «تشبيه»، راه «تعطيل» را پيموده‌اند و مى‌گويند: ما نمى‌توانيم صفات ثبوتى خداوند را درك كنيم، بلكه آن‌چه مى‌فهميم صفات سلبى است. به‌عنوان مثال وقتى مى‌گوييم «خداوند عالم است»، يعنى، جاهل نيست؛ «او قادر است» يعنى، عاجز نيست. اما اين‌كه علم و قدرت چيست، عقل ما چيزى از آن درك نمى‌كند.
نقد نظريّه تعطيل‌ به‌طور مسلّم، شناخت كامل و معرفت تفصيلى به كُنه ذات و صفات خداوند براى انسان ممكن نبوده و عقل او در اين جهت وامانده و معطّل است. اما سخن در معرفت اجمالى و شناخت نسبى انسان نسبت به برخى از صفات و نشانه‌هاى اختصاصى خداوند مى‌باشد، به‌گونه‌اى كه او را از غير او جدا و ممتاز سازد. و اين ممكن و بلكه لازم و واجب است؛ چرا كه بدون كمترين آگاهى نسبت به برخى از صفات او، اثبات اصل وجود او نيز مشكل مى‌باشد؛ زيرا اثبات موجودى كه هيچ‌گونه شناخت و خبرى از او نداريم، از نظر عقل امكان ندارد. (به دليل آن‌كه تصديق به‌وجود چيزى فرع بر تصوّر آن است، گر چه به نحو اجمال باشد.) پس بين «امكان نوعى شناخت» و «نشناختن مطلق» فاصله بسيار است. «١» هشام بن حكم ضمن نقل گفتگوئى كه بين شخصى زنديق و امام صادق عليه السلام واقع شده، مى‌گويد:
«قالَ لَهُ السَّائِلُ فَلَهُ كَيْفِيَّةٌ؟ قالَ لا، لِانَّ الْكَيْفيَّة جَهَةُ الصِّفَةِ وَالْاحاطَةِ وَ لكِنْ لابُدَّ مِنَ الْخُرُوجِ مِنْ جَهَةِ التَّعْطيلِ وَالتَّشْبيهِ؛ لِانَّ مَنْ نَفاهُ فَقَدْ انْكَرَهُ وَ دَفَعَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ ابْطَلَهُ وَ مَنْ شَبَّهَهُ بِغَيْرِهِ فَقَدْ اثْبَتَهُ بِصِفَةِ الَمخْلُوقينَ الْمَصْنُوعينَ الَّذينَ لا يَسْتَحِقُّونَ الرُّبُوبِيَّةَ وَ لكِنْ لابُدَّ مِنْ اثْباتِ انَّ لَهُ كَيْفِيَّةً لا يَسْتَحِقُّها غَيْرُهُ وَ لا يُشارِكُ فيها وَ لا يُحاطُ بِها وَ لا يَعْلَمُها غَيْرُهُ» «٢»