توحيد از ديدگاه آيات و روايات - کریمی، جعفر - الصفحة ١١٠
عاقل و چه غير عاقل مثل حيوانات و جمادات و نباتات. «١» پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّمواتُ وَالْارْضُ» «٢» تمام آسمانها و زمين به موجب عدل بر پاست.
ب- عدل تشريعى «عدل تشريعى» يعنى، مجموعه قوانين و تكاليف الهى كه بهمنظور رسيدن انسان به كمال نهايى وضع و مقرر شده، با رعايت عدالت بوده و مناسب با توان مكلّفان است.
انسان بر اساس اختيار و آزادى ارادهاى كه به او داده شده، كار نيك و بد را خود انتخاب مىكند. و چون انتخاب آگاهانه نيازمند شناخت صحيح راههاى خير و شرّ است، خداوند انسان را به آنچه موجب خير و مصلحت اوست، امر فرموده و از آنچه موجب سقوط اوست، نهى كرده تا وسيله حركت تكاملى او فراهم شود. و چون تكاليف الهى به منظور رسيدن انسان به نتايجِ عمل به آنها وضع شده و نفعى براى خداى متعال در بر ندارد، از اين رو، حكمت الهى اقتضا دارد كه اين تكاليف، مناسب با توانايىهاى مكلفّان باشد. بدين ترتيب، عدالت در مقام تشريع و تكليف ثابت مىشود؛ زيرا اگر خداوند متعال تكليفى بيش از طاقت بندگان تعيين كند، امكان عمل نخواهد داشت و كار بيهودهاى خواهد بود. «٣» قرآن مجيد مىفرمايد:
«وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً الَّا وُسْعَها وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ» «٤» و ما هيچ كس را جز به اندازه توانايىاش تكليف نمىكنيم. و نزد ما كتابى است كه به حق سخن مىگويد و به آنان هيچ ستمى نمىشود.