توحيد از ديدگاه آيات و روايات - کریمی، جعفر - الصفحة ١٢٥
امام باقر عليه السلام فرمود:
«لا يَكُونُ شَىْءٌ فِى الْارْضِ وَ لا فِى السَّماءِ الَّا بِهذِهِ الْخِصالِ السَّبْعِ: بِمَشِيَّةٍ وَ ارادَةٍ وَ قَدَرٍ وَ قَضاءٍ وَ اذْنٍ وَكِتابٍ وَ اجَلٍ. فَمَنْ زَعَمَ انَّهُ يَقْدِرُ عَلىنَقْضِ واحِدَةٍ فَقَد كَفَرَ» «١» هيچ چيز در آسمان و زمين وجود ندارد، مگر با اين هفت خصلت: مشيّت، اراده، قدر، قضا، اذن، كتاب و اجل. پس هر كس گمان كند كه مىتواند يكى از اينها را نقض كند، كافر شده است.
ج- آزادى و اختيار انسان، اساس نظام تكوين و تشريع: اصل اختيار انسان، بديهى، وجدانى و فطرى بوده و نقطه امتياز و فرق او با ديگر موجودات است؛ زيرا هدف از آفرينش جهان، فراهمشدن زمينه آفرينش انسان و رسيدن او به كمالات معنوى و مقامات قرب الهى در سايه عبادت و بندگى خدا بوده و طى كردن اين راه بايد با آزادى اراده و انتخاب آگاهانه از سوى انسان همراه باشد. از اين رو، اساس تمام اديان الهى بر اصل اختيار استوار بوده و هدف نهايى پيامبران، تربيت و تهذيب نفوس انسانها با انتخاب آزادانه راه هدايت و كمال از سوى خود آنان است؛ زيرا اگر انسان اختيار نداشته باشد، تكليف نمودن، امر و نهى كردن و پاداش و كيفر دادن او معنا ندارد و او شايستگى رسيدن به رحمتهاى خاص پروردگار را پيدا نخواهد كرد و در نتيجه هدف آفرينش نقض مىگردد. «٢» قرآن مجيد مىفرمايد:
«انَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ امَّا شاكِراً وَ امَّا كَفُوراً» «٣» ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر (و پذيرا گردد) يا ناسپاس باشد.
«قَدْ جائَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ ابْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِىَ فَعَلَيْها وَ ما انَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظٍ» «٤»